دانلود: دانلود تحقیق در مورد پروژه راه کارهای نوین تعلیم و تربیت -قسمت سوم

مفهوم تربيت

تربيت به معناي پرورش انسانها در راستاي ايجاد و تصحيح رفتارهاي اجتماعي می باشد. از اين رو، هرچند كه از برخي جهات ارتباط تنگاتنگي با حوزه اخلاقي نيز پيدا مي كند كه ايجاد فضايل و منش هاي پسنديده عقلاني و عقلايي و شرعي در خود شخص می باشد ولي در نظر داشتن ديگري و اجتماع و رفتارهاي اجتماعي در آن اصالت مي يابد. از اين روست كه تربيت را به معناي پرورش ديگري و فعليت بخشيدن استعدادها و قواي دروني دانسته اند. مربي مي كوشد تا با در نظر داشتن استعدادها و قواي موجود در شخص از راه به كارگيري روش هاي خاص آن را به فعليت برساند.

 

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

خداوند در آيات بسياري خود را به عنوان رب العالمين معرفي مي كند كه به معناي پرورش دهنده می باشد. خداوند افزون بر آفريدگاري به تأثیر پروردگاري نيز توجه مي دهد؛ زيرا پروردگاري به معناي تربيت و پرورش هر آفريده اي به گونه اي می باشد تا به كمال شايسته و لايق خويش دست يابد. اين روش ها شامل مجموعه اي از كنش ها و واكنش هاي تكويني و يا آموزه هاي دستوري می باشد. روش هايي كه مي توان آن را از حوزه فتنه ها و بلاها و ابتلائات تا حوزه هاي امتحان و آزمايش و مانند آن ردگيري و شناسايي كرد.

كمال طلبي بشر

بشر ها به گونه طبيعي مي كوشند تا خود را از نقص برهانند و به كمال برسانند. حتي نوجواناني كه به نظر رفتارهاي شكننده و خطرسازي را در پيش مي گيرند در راستاي دست يابي به كمال گام برمي دارند هرچند كه ممكن می باشد كه در شناخت مصداقي امر كمالي و يا غيركمالي اشتباه كرده و به خطا طریقه. بشر در حوزه اخلاقي مي كوشد منش هاي خويش را به گونه اي درآورد كه از نقص به دور و فضيلت هاي انساني را در خود نهادينه كند. بخشي از امور اخلاقي و فضايل منشي بشر اختصاصي و مربوط به ذات آدمي می باشد و به نظر مي رسد كه بازتاب اجتماعي آن كم باشد ولي برخي از آن ها ارتباط با حوزه اجتماعي مي يابد كه بيشترين اصول و فضايل اخلاقي را دربر مي گيرد. از اين روست كه عالمان علم اخلاق و تربيت از مجموعه اي همانند سخن مي گويند و تنها اختلاف ميان فضايل اخلاقي و تربيتي در آن می باشد كه شخص در علم اخلاق مي كوشد تا فضايل را شناسايي و آن را در خود نهادينه كرده و به شكل منش خويش درآورد. از اين روست كه مي توان گفت كه در حوزه خودسازي قرار مي گيرد. اما اصول تربيتي ناظر به رفتارهاي اجتماعي آدمي می باشد و از اين روست كه ديگر سازي و يا مسايل و اصول اخلاقي مرتبط با جامعه و رفتاري مراد و مقصود در علوم تربيتي می باشد.

دانش رشدي

در قرآن داستان هايي از پيامبران گزارش شده می باشد كه آنان براي آموزش رفتارهاي اجتماعي و كمال يابي به سراغ ديگراني رفته اند كه به نظر ايشان الگوهاي عيني و عملي بودند. اكتسابي بودن رفتارها و هنجارهاي اجتماعي عامل مهمي می باشد كه مردمان را به سوي استاداني رهنمون مي سازد كه مي توانند آدمي را در ايجاد و يا تصحيح رفتارهاي درست اجتماعي ياري رسانند. هنگامي كه سخن از آموزش به ميان مي آيد تنها دانش هاي نظري مراد نيست بلكه دانش هايي نيز مراد و مقصود می باشد كه آدمي را به رفتارهاي درست رهنمون مي سازد. از اين دانش به دانش رشدي و كمالي نيز ياد مي گردد. حضرت موسي(ع) براي دست يابي به رفتارهاي درست اجتماعي همراه و همگام با عالم رباني مي گردد كه از دانش رشدي و لدني برخوردار بوده می باشد.

آن حضرت(ع) نشان مي دهد كه تغيير رفتاري تنها اختصاص به زمان خاصي ندارد و بشر در هر سن و يا سطح علمي باشد نيازمند بهره گيري از دانش هاي رفتاري و مربيان و استاداني می باشد كه بتوانند با كنترل و نظارت نزديك رفتاري آن را شناسايي و ارزيابي و تحليل خود را از رفتار بيان دارند. به سخن ديگر هر چند كه آدمي در برخي از سنين به سادگي و آساني مي تواند رفتارهاي خويش را بازسازي و تصحيح نمايد و يا در سطوح علمي و سني پايين تر نيازمندي بيش تري به آموزش و تربيت دارد ولي نياز به استاد و آموزش و پرورش اختصاصي به سن و يا سطح خاص علمي ندارد و بشر همواره مي بايست نيازمندي خويش را به آموزش و پرورش تقويت كند.www.zibaweb.com

ارتباط علم و اقدام

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

استاد علامه حسن زاده آملي مي فرمايد: بشر حد يقف ندارد و هيچ زمان و سني و سطح علمي نمي بايست به اين باور برسد كه به پايان راه رسيده می باشد و ديگر نيازي به بالا رفتن ندارد. به نظر ايشان كسي كه به اين باور رسيده باشد كه ديگر نيازي به آموزش و پرورش ندارد به بيماري كم اشتهايي و بي اشتهايي معنوي دچار شده می باشد و مي بايست او را درمان كرد؛ زيرا بشر آفريده و اقدام خداوندي می باشد كه او بي نهايت می باشد و حد و اندازه اي را نمي توان تصور كرد كه در آن پاياني می باشد. خداوند مي فرمايد: كل يعمل علي شاكلته؛ هر كسي براساس شخصيت و ذات خويش اقدام مي كند كه اين حكم و قانون شامل خداوند نيز مي گردد و از آن جايي كه خداوند بي نهايت می باشد اقدام او كه وجود انساني می باشد نيز بي نهايت می باشد و آدمي مي بايست همواره در جست وجوي بيش تر كمالات علمي و عملي باشد و حديقفي را براي خود تصور نكند. اميرمؤمنان علي(ع) به فرزند خويش محمد حنفيه مي فرمايد: ارق فارق؛ بخوان و بالا رو؛ به اين معنا كه اقدام كتبي خداوند كه قرآن می باشد را بخوان و بر درجات شناختي و ذاتي خويش بيافزا؛ زيرا قرآن نيز اقدام خداوندي می باشد كه بي نهايت می باشد و بشر مي تواند با خواندن آن هر دم به معنا و درجه و مرتبه اي برسد كه پيش از آن نرسيده می باشد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

اين خواندن و خوانش مي بايست همراه با اقدام باشد؛ زيرا اقدام می باشد كه دانش را به شكل علم حضوري جزو ذات بشر مي سازد. هرگاه دانشي ذاتي گردد و از راه اقدام صعود كند: العمل الصالح يرفعه، در آن وقت دريچه ديگري از معرفت و شناخت به روي او گشوده مي گردد و به معرفت تازه اي دست مي يابد و اين گونه می باشد كه با هر دانش و اقدام به آن در حوزه رفتاري مي توان دريچه اي ديگر از دانش گشود و به زاويه تازه اي دست يافت كه پيش از آن بر آن نايستاده بود. به سخن ديگر هر دانشي با رفتار و اقدام می باشد كه آدمي را به درجه اي بالاتر مي برد و در آن جاست كه آدمي مي تواند امور ديگري را ببيند و بشناسد.

به هر حال رفتار آدمي تاثير به سزايي در ترقي ذات و دست يابي به دانش ها و كمالات تازه دارد. البته از آن جايي كه دانش ها و معرفت هاي آدمي همانند رفتارهاي وي دو دسته متضاد مي باشد مي بايست در پي دانش ها و رفتارهايي بود كه از آن به دانش هاي مفيد و رفتارهايي صالح و نيكو ياد مي گردد. از اين روست كه حضرت موسي(ع) خواستار دانش هاي رشدي مي گردد كه قابل اقدام باشد و درهاي تازه اي از علم و دانش و شناخت و بصيرت را بر وي بگشايد. (كهف آيه 66)

رفتارهاي صالح و نيك برخاسته از دانش هاي رشدي و كمالي می باشد. بنابراين در اصل تربيت مي بايست به اين نكته توجه گردد كه تنها دانش هاي رشدي و كمالي را به تربيت شونده انتقال داد و از او خواست تا آن را به شكل عملي در خود تقويت كند.

بنابراين ممارست اصلي اساسي در آموزش و پرورش قرآني می باشد. قرآن بر اين اساس همواره هر آموزه اي را زماني تجويز مي كند كه شخص با تكرار و ممارست توانسته می باشد آن را به شكل منش خويش درآورد. شايد تجربه نبوي در ايجاد امت الگوي عصر خويش بر اين اساس و پايه بوده می باشد و قرآن از آن به نزول تدريجي براي آموزش امت ياد مي كند.

در آيات چندي زیرا 192 سوره شعراء و آيه 80 سوره واقعه و 9 سوره حديد سخن از روش تربيتي تدريجي می باشد كه از آن به نام تنزيل ياد مي گردد. تنزيل به معناي نزول تدريجي آموزه هاي وحياني می باشد كه در يك فرآيند زماني اتفاق مي افتد. شخصي كه در تحت آموزش و پرورش تدريجي قرار مي گيرد گام به گام آموزش ها را دريافت و با پرورش آن در خود به شكل منش ثابت رفتاري درمي آورد. هدف از تدريجي بودن آموزش و پرورش آن می باشد كه شخص با ممارست آن را به شكل ثابت درآورد.

آزمون هاي پياپي مي تواند براي تثبيت آموزش و پرورشي كه انجام شده می باشد موثر باشد. از اين روست كه هر از گاهي شخص تربيت شونده با آزمون هايي مواجه مي گردد تا آن چه آموخته و يا عملياتي كرده را در خود بروز و ظهور دهد. در آيه 155 و 157 سوره بقره سخن از آزمون هاي مختلف براي شناخت اهل اهتدا و راه يافته گان می باشد. شخصي كه در مسير هدايت می باشد و مي كوشد تا با بهره گيري از آموزش هاي استادان تربيتي خود را چنان كه شايسته خود و جامعه انساني می باشد بسازد در هنگام آزمون ها خود و توانايي خويش را محك مي زند و به اين راه و روش توانايي هاي خويش را مي سنجد و به داوري مي گذارد. خداوند در آيه 164 و 165 سوره انعام بيان مي دارد كه امكانات و مزاياي هر انساني وسيله آزمون او از سوي خداوند مطرح مي گردد تا هر شخصي با فعليت بخشي توانايي ها بالقوه در هنگام آزمون هاي سخت و دشوار راه رشد و تكامل را بپيمايد.

ارتباط ابتلا با پرورش استعدادها

در حقيقت هرگونه بلا و ابتلايي را نمي بايست شر دانست و با آن معامله شر نمود؛ بلكه مانند بلايا و ابتلائات آن دسته از بلايايي هستند كه در راستاي پرورش استعدادها و ظهور و بروز آن انجام مي گردد. چنان كه اين مسئله براي حضرت ابراهيم(ع) پيش آمده و خداوند در آيه 124 سوره بقره به آن تصریح كرده می باشد.

بسياري از مردم نسبت به آزمون ها برخورد منفي و سلبي داشته و واكنش درستي در برابر آن انجام نداده و موضع گيري منفي بروز مي دهند؛ زيرا به نظر ايشان هرگونه آزموني در راستاي خوار و ذليل كردن وي می باشد كه در سوره فجر به اين توجه منفي مردمان نسبت به آزمون ها تصریح شده می باشد. درهمين سوره بيان مي گردد كه برخي آزمون هايي را كرامت و تكريم خويش مي شمارند كه آن ها نيز اين گونه نيست؛ زيرا هدف از آزمون ها حتي اگر به شكل خير و كرامت باشد و يا به شكل از دست دادن نعمتي صورت گيرد به قصد اهانت و يا تكريم نيست بلكه هدف اصلي از آزمون دست يابي اشخاص به كمالات و بروز و ظهور قوا و استعدادهاي ايشان می باشد. به نظر مي رسد كه حتي آن دسته از بلايا كه در دنيا به شكل مجازات و تنبيهات مي باشد نيز براي بازگردان شخص به مسير تكاملي می باشد.

براين اساس می باشد كه خداوند تنبيهات و مجازاتي را به عنوان مجازات پرورشي ياد مي كند. از اين رو نمي توان هرگونه مجازاتي را مجازات تعذيبي شمرد بلكه مي توان آن را در دسته تنبيهات و تذكرات الهي دسته بندي كرد.

هر مربي مي بايست در هنگام خطا تربيت شونده او را آگاه و متنبه كند كه مجازات محدود و متعين يكي از راه هاي بيدار كردن و هوشيار کردن شخص می باشد.

روش تشويق از ديگر روش هايي می باشد كه قرآن براي تربيت افراد از آن بهره مي گيرد و به ديگران مي آموزد كه از آن بهره گيرند.

در روش هاي تربيتي قرآن تشويق بر تنبيه و انذار مقدم می باشد. (انعام آيه 147 و فصلت آيه 43) از مربيان نيز مي خواهد كه نسبت به تربيت شوندگان در اقدام رفتاري را نشان دهند تا آنان از آن پند گيرند. در حقيقت آموزش و پرورش عملي بسيار مفيد و سازنده می باشد.

در گذشته هر شخصي كه به جايگاهي دست مي يافت مي كوشيد تا دستگير ديگران گردد و به حكم امر به معروف و نهي از منكر راهنماي علمي و عملي ديگران گردد. از اين رو بود كه در گذشته بشر هاي كامل بيش تري پديد مي آمد و استادان خود را موظف مي دانستند تا شاگرداني اخلاقي و كامل تربيت كنند. درس هاي كوچك و افراد با استادان به نوعي زندگي مي كردند. از استاد ميرزاهاشم قزويني حكايت مي گردد كه وي شاگرد خويش را به ميان مردم مي برد تا در اقدام كنش ها و رفتارهاي او را زيرنظر گيرد و مي گفت كه برخي از اين آموزش ها نمي تواند در اتاق و بيرون از جامعه انجام پذيرد.

دیدگاهتان را بنویسید