پژوهش: دانلود تحقیق در مورد پروژه روانشناسی یادگیری-قسمت ششم

دليل آن اينست كه محقق و روانشناس بر اساس ديدگاه خود و يا از منظري كه به يادگيري نگاه مي­كند آنرا تعبير و تفسير مي­كند بنابراين نگاه او درست می باشد و غلط نيست . او از يك زاويه نگاه مي­كند اما بايد يادآور گردید كه نظريه نمي­تواند باز­گو كننده تمام مجموعه فرآيند يادگيري باشد .

 

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

اگر چه مقوله بحثمان در اين حوزه و حيطه نيست و عزيزان بايد به كتاب روانشناسي تربيتي و يادگيري مراجعه كنند . اما زیرا در جلسه قبل بحث ما تدريس و يادگيري بود لذا بايد از نظريه يادگيري تا حدودي آشنا باشيم .

در نظريه رفتارگرايي افراد زيادي را ديديد كه معروفترين آنها اسكينر و پاولف مي­باشند. اما آن چیز که در روانشناسي تربيتي بيشتر مطرح مي­باشد اسم اسكينراست كه مترادف شده با رفتارگرايي رفتارگرايان اصولاً يادگيري را عبارت از ايجاد و تقويت ارتباط و پيوند بين محرك و پاسخ در سيستم عصبي فرد مي­دانند . اينها عقیده دارند يك نوع ارتباط و پيوند عصبي بين محرك و پاسخ می باشد كه در فرد تغيير ايجاد مي­كند .

البته ديدگاهها متفاوت می باشد كه مشهورترين آنها شرطي شدن كلاسيك يا شرطي شدن پاولوفي و يا شرطي شدن واكنشي می باشد و ديگر نظريه شرطي شدن فعال می باشد كه بيشتر بنام اسكينر می باشد ، كه ما سعي مي­كنيم براي نمونه تصریح كنيم . و بعد اين نظريه­ها را تحت عنوان الگوهاي يادگيري دنبال كنيم.

حال سؤال اينجاست كه چرا ما نظريه­ها را تحت عنوان يادگيري دنبال كنيم ؟

مي­گوئيم زیرا مي­خواهيم كاربرد آن را بررسي كنيم بهمين دليل نظريه­ها را تحت عنوان الگوهاي يادگيري ذكر مي­كنيم .

پس از ديدگاه رفتارگريان يا شرطي شدن ، يادگيري يا تغيير عبارتست از ايجاد و تقويت ارتباط بين محرك و پاسخ در حالي كه در نظريه شناختي برعكس می باشد . آنها عقیده دارند يادگيري ناشي از شناخت، ادراك و بصيرت می باشد اما به هيچ وجه شناختيها منكر نظريه رفتارگرايان نيستند زیرا هر كدام از آنها از زاويه­اي به قضيه نگاه مي­كنند به قول مولوي « هر كسي از ديد خود گردید يار من وز درون من نجست اسرار من » بنابراين هر كس نظر خودشان را بيان مي­كنند .

براي نمونه از رفتاريها ، نظريه سورن­لايت و از شناختيها هم نظريه « برونر » را مطرح مي­كنيم و تيتروار آنرا مورد بحث و بررسي قرار مي­دهيم .

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

همه شما با كاري كه آقاي سورون­لايت با گربه يا حيواني كه در قفس بوده انجام داده. آشنا هستيد حيوان گرسنه می باشد ، و وقتي كه گرسنه می باشد به کوشش مي­افتد ، و حركت مي­كند و بطور نا­خودآگاه بر روي كفه قرار مي­گيرد ، به محض اينكه روي كفه قرار گرفته غذا در اختيارش قرار داده مي­گردد. گربه ، كم كم از طريق آزمايش و خطا درمي­يابد كه هرگاه غذا مي­خواهد بايد روي كفه قرار بگيرد بر همين اساس از نگاه سورون­لايت و اسكينر ، يادگيري چه در بشر و حيوان در اثر كوشش و خطا ايجاد مي­گردد . آنان براي تحليل و حمايت نظري از بحث خودشان ، تحقيقات آزمايشگاهي زيادي دارند و سه قانون را مطرح مي­كند .

يكي از اين قوانين ، قانون آمادگي می باشد ، قانون آمادگي يعني چه ؟

يعني اينكه فرد بايد به يك مرحله از رشد و دانش برسد كه بتواند موضوع را بفهمد ، مثلاً فردي چراغ نفتي دارد و مي­خواهد روشن كند كبريت مي­زند ولي روشن نمي­گردد . فكر مي­كند نفت ندارد و يا كبريت مشكل دارد ولي مشكل از آنها نيست با اندكي دقت متوجه مي­گردد فتيله به اندازه كافي بالا كشيده نشده كه شعله بتواند به آن برسد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

بنابراين كار معلم در اصرار وزيدن براي آموزش دادن دانش­آموزان كه از نظر ظرفيت عقلي و ذهني به آن مرحله نرسيده مثل روشن كردن چراغ نفتي می باشد .

قانون ديگري كه آقاي سورون­لايت در بحث مطرح مي­كند ، قانون اثر می باشد

يعني بين محرك و پاسخ بايد ارتباط خوشايندي وجود داشته باشد . يعني اگر گربه كه بر روي كفه قرار گرفته بجاي غذا ، كتك بخورد . آيا دوباره بر روي آن كفه قرار خواهد گرفت براي گرفتن غذا ؟ مسلماً خير پس غذا ، يك عامل محرك خوشايند می باشد .

در اين آزمايش و خطا وقتي رفتاري از ارگانيسم سر زد . بايد اين رفتار همراه باشد با يك فرايند خوشايند تا موجب تثبيت گردد . اين يك قانون اثر می باشد .

سومين قانوني كه آقاي سورون­لايت مطرح مي­كند، قانون تمرين و تكرار می باشد

ايشان معتقد می باشد وقتي قانون اثر يعني ارتباط بين محرك و پاسخ خوشايند گردید . اگر چنين رفتاري تكرار و تمرين گردد ، بيشر تأثير مي­گذارد . بنابراين در نظامهاي آموزشي ، فرهنگ تكليف و تمرين دادن رايج گردید ولي سؤال اينجاست كه آيا هر نوع تكليف و تمرين و يا تكراري موجب يادگيري خواهد گردید . جاي تأمل دارد و حتي خود آقاي سورون­لايت در پايان كارهايش مي­گويد ، هر تغيير تكراري موجب يادگيري نمي­گردد و حتي ممكن می باشد برخي از تمرينها موجب باز داشتن يادگيري و كندي يادگيري گردد . مثل تمرينهايي كه در گذشته اغلب مدارس داشند ، تمرينهاي تكراري و بي­معنا و خسته كننده­اي كه ما در طول تحصيلات داشتيم .

دیدگاهتان را بنویسید