دانلود پایان نامه ارشد درباره تامین مالی، بازده سهام، سهامداران

می‎شود. مطالعات نشان داده که روش های مختلف تامین مالی9بر بازده آتی سهام تاثیر دارد که بررسی و مقایسه این روش ها می تواند به سرمایه گذاران در تصمیم گیری در بورس اوراق بهادار کمک کند. مطابق نظریه سلسله مراتبی10 که ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی است، شرکت ها وجوه مورد نیاز خود را ابتدا از طریق منابع داخلی و سپس از طریق استقراض و سرانجام، با انتشار سهام تامین مالی می کنند. درنظريه سلسله مراتبي نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري معياري براي فرصت هاي سرمايه گذاري است. براساس نظریه سلسله مراتبی شرکت‎ها با نسبت زیاد، که منعکس کننده فرصت های رشد یا سرمایه گذاری است از منابع داخلی خود استفاده می کنند و پس از استفاده کامل از ظرفیت بدهی خود برای تامین مالی به انتشار سهام روی می‎آورند. بورس اوراق بهادار دركليه جوامع اقتصادي نقش مهم درتامين منابع مالي مورد نياز براي سرمايه گذاري هاي جديد بنگاه هاي توليدي در حال بهره برداري به عهده دارد و ناآگاهي مديران شركت ها در درک روش های تامین مالی باعث می شود که عملکرد شرکت ها تحت تاثیر قرار گیرد. مشاهده شده که شركت ها سعی می نمایند جهت تامين مالي طرح هاي تكميل و توسعه خود در مرحله اول از طريق وام هاي بانكي فراهم نمايند. تامين مالي از طريق بورس اوراق بهادار در مقابل نظام بانكي داراي مزاياي زیاد است. با توجه به عدم جذب تمام نقدينگي موجود در جامعه توسط نظام بانكي، حتي المقدور بايد كمتر از اين روش در تامين مالي استفاده شود. هم چنین به دلیل وابستگي نسبتاٌ بالاي سازمان‎ها و نهادهاي زير پوشش دولت به نظام بانكي، چنين برآورد شده است كه در مقابل هر ده ريال افزايش بدهي دولت به نظام بانكي، قيمت ها هفت ريال افزايش مي يابد. با در نظر گرفتن اين رابطه نگران كننده ضروري است كه سياست گذاران مالي كشور موجباتي را فراهم سازند تا شركت ها و بنگاه هاي توليدي نيازهاي مالي خود را در بازار پول و سرمايه كشور تامين كنند. اين شيوه ی اجرايي آثار مثبتي مانند پيوستگي جهان مالي، سهولت تامين منابع، سرعت در جمع آوري نقدينگي را بر جاي مي گذارد.
گروهي از متخصصين مالي معتقدند كه ارزش شركت11 بستگي به عملكرد مديريت دارد نه ساختار سرمايه. با اتخاذ تصميمات مدبرانه در زمينه سرمايه گذاري مي توان به پول هاي زيادي دست يافت نه با تصميمات مدبرانه اي كه در زمينه تامين مالي گرفته مي شود و گروهي از صاحب نظران علوم مالي مانند فارار12و سيليون13 و وارنر14 معتقدند صرفه جويي مالياتي ناشي از استقراض باعث افزايش ارزش شركت و يا به عبارتي افزايش ثروت سهامداران مي گردد. جان همپتون نيز در اين مورد مي گويد شركت‎ها در برنامه ريزي سود به كسب سود خالص بيشتر از محل اهرم ناشي از استقراض توجه مي نمايند. در مقابل توجه به صرفه جويي هاي مالياتي ناشي از بهره بدهي هاي گروه بيشتري از استادان مالي را متقاعد كرده است كه استفاده از بدهي هاي بلند مدت در تامين مالي شركت ها يكي از راه هاي قابل توجه براي افزايش ارزش شركت و در نتيجه افزايش ثروت سهامداران است. اين ها معتقدند براي هر شركت يك ساختار مطلوب سرمايه وجود دارد كه در آن حالت، ارزش شركت حداكثر خواهد شد. با توجه به این مطالب اين تحقيق متمرکز بر رابطه روش هاي تامين مالي به خصوص انتشار سهام، استقراض از بانک و سود انباشته بر روي بازده سهام هر شركت است. (کردستانی، 1389)
1-3) اهمیت و ضرورت تحقیق
ازمهم ترين تصميمات مالي كه در هر سازماني گرفته مي شود، تامين مالي شركت مي باشد. تامين مالي براي اجراي پروژه هاي سودآور در رشد شركت نقش بسيارمهم ايفا مي نمايد. توانايي شركت در مشخص ساختن منابع مالي اعم از داخلي و خارجي براي تهيه سرمايه به منظور سرمايه گذاري و تهيه برنامه هاي مالي مناسب ازعوامل اصلي رشد و پيشرفت شركت به حساب مي آيد. تاكيد مديريت مالي، روي تصميمات و اقداماتي است كه برروي ارزش موسسه تاثير مي گذارد و نيز توجه كامل آن به اين امر معطوف است كه چگونه مي توان ارزش موسسه رابه حداكثر ممكن رساند. تصميمات مالي هم روي مقدار سود و هم روي ميزان ريسك شرکت ها و به تبع اين دوعامل بر روي قيمت سهام تاثير مي گذارند. مديريت شركت در راستاي تعيين منابع مالي مناسب بايد هزينه منابع متعدد تامين مالي را مشخص نمايد و نيز آثاري را كه اين منابع مالي بر بازده شركت و در نهايت قيمت و بازده سهام دارد مشخص نمايد. مديريت بايستي با توجه به بازار سرمايه ساختار سرمايه شركت، مقدار وجوه مورد نياز جهت اجراي پروژه هاي در دسترس، مشخص نمايد كه آيا شركت براي تامين سرمايه مورد نياز دست به انتشار سهام جديد بزند و يا اين كه آن را از طريق وام هاي بانكي تأمين نمايد. (قاليباف اصل، 1385، ص15)
به منظور سرمايه گذاري و تهيه برنامه هاي مالي، مشخص ساختن منابع قابل استفاده اعم از داخلي يا خارجي براي تهيه سرمايه از اهميت خاصي برخوردار است و مديريت همواره با چنين تصميماتي مواجه بوده و بايد به هزينه و آثاري كه بر ثروت سهامداران، بازده شركت و قيمت15 سهام دارند اين منابع را انتخاب كنند.
اكثر دانشمندان علوم مالي از جمله موديلياني و ميلر16، همپتون17، وارنر18، اسكات19، مارتين20 در اين ديدگاه هم عقيده اند كه استفاده از اهرم مالي مي تواند منجر به افزايش بازده شركت و ثروت سهامداران شود. اهرم در فرهنگ عمومي به عنوان وسيله اي براي دستيابي آسان تر به هدف تعريف مي شود اما در مديريت مالي اهرم ممكن است تعاريف متفاوت ديگري پيدا كند و در مواردي برعكس شود بطوريكه ممكن است نتيجه عمل مطلوب يا نا مطلوب باشد. همپتون در اين باره مي گويد : شركت ها در برنامه ريزي سود و براي كسب سود خالص بيشتر، از محل اهرم ناشي از استقراض توجه مي نمايند. موديلياني و ميلر معتقدند كه وجود بدهي هاي زياد در بافت سرمايه، بدهي مالياتي شركت را كمتر و جريان نقدي بعد از مالياتي را بيشتر مي كند كه اين امر موجب افزايش بازده شركت مي شود. با توجه به اين مطلب كه سود هدف نهايي واحد انتفاعي است، اهميت استفاده از اهرم را كاملا مشخص مي كند يعني تركيب سرمايه به شكلي تعيين شود كه با ايجاد اهرم مطلوب ثروت سهامداران را افزايش دهد. اگر هنگام تامين مالي مورد نياز چگونگي تركيب منابع براي ايجاد تركيب بهينه سرمايه مد نظر قرار نگيرد ممكن است تامين مالي منجر به ايجاد اهرم نامطلوب شود يا اينكه شركت امكان افزايش سود از طريق اهرم مطلوب را از دست دهد كه در هر شرايطي هدف اصلي كه حداكثر كردن ثروت سهامداران است برآورده نشده است.(جان جي، ‌1374، ‌ص 394)
نتایج این تحقیق برای سرمایه گذاران اعم از سرمایه گذاران حقیقی و سرمایه گذاران حقوقی، تحلیل گران حرفه ای و مالی وهم چنین اعتباردهندگان از دیدگاه نظری و کاربردی می تواند مفید واقع شود.
1-4) اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق پاسخ به سوالات تحقیق می باشد که در این راستا اهداف ویژه و کاربردی به شرح زیر است :
الف)اهداف وي‍ژه -اهداف ویژه اين تحقيق عبارتند از :
توصیف متغیرهای تحقیق
تعیین رابطه بین متغیرهای تحقیق در قالب مدل ارائه شده
آزمون فرضیه های تحقیق
ب)اهداف کاربردی- با استفاده از نتایج این تحقیق مدیران شرکت ها در می یابند که از چه منابعی برای تامین سرمایه مورد نیاز شرکت استفاده نمایند تا بر بازده سهام شرکت شان اثر مطلوبی داشته باشد. سرمایه گذاران بالقوه می توانند با استفاده از نتایج این تحقیق بر تصمیم مبنی بر خرید سهام در چه شرکت هایی تجدید نظر نمایند.
1-5سوالات تحقیق
سوالات اين تحقيق عبارتند از :
سوال اصلی :آیا بین تامین مالی کل و بازده سهام برحسب نوع صنعت و اندازه شرکت رابطه معنی داری وجود دارد؟
سوال فرعي اول:آیا بین تامین مالی داخلی و بازده سهام برحسب نوع صنعت و اندازه شرکت رابطه معنی داری وجود دارد؟
سوال فرعي دوم:آیا بین تامین مالی خارجی ازمحل سهام و بازده سهام برحسب نوع صنعت و اندازه شرکت رابطه معنی داری وجود دارد؟
سوال فرعي سوم:آیا بین تامین مالی خارجی از طریق بدهی و بازده سهام برحسب نوع صنعت و اندازه شرکت رابطه معنی داری وجود دارد؟
1-6) چهارچوب نظری تحقیق
چهارچوب نظری بنیادی است که تمامی تحقیق برآن استوار می شود. این چهارچوب شبکه ای است منطقی، توصیفی و پرورده مشتمل بر روابط موجود میان متغیرهایی که در پی اجرای فرآیندهایی چون مصاحبه، مشاهده و بررسی پیشینه شناسایی شده اند. این متغیرها ناگزیر با مساله تحقیق مرتبط هستند. پس از شناسایی متغیرهای مناسب باید شبکه ای از روابط میان متغیرها تدوین شود تا بتوان فرضیه های مرتبط با آن ها را پدید آورد و سپس آزمود. نتایج آزمون فرضیه ها ( که متضمن تأیید یا عدم تأیید است)، درجه حل شدن مشکل به یاری یافته های تحقیق آشکار می شود. به این ترتیب، چهارچوب نظری گام مهمی در فرآیند تحقیق به شمار می آید.
با توجه به موضوع تحقيق بايد دانست كه نرخ بازده حقوق صاحبان سهام تحت تاثیر روش تامین مالی است. اگر بازدهی که یک شرکت به دست می آورد بیش از نرخ بهره ی وام باشد در چنین شرایطی هر چه نسبت بدهی بیشتر باشد نرخ بازده حقوق صاحبان سهام افزایش می یابد ولی برعکس اگر نرخ بازده سرمایه شرکت از نرخ بهره وام کمتر باشد هر چه نسبت بدهی بیشتر باشد نرخ بازده صاحبان سهام کاهش می یابدنرخ بازده سهام نیز دارای معایبی می باشد بنابراين نرخ بازده حقوق صاحبان سهام تحت تاثیر روش تامین مالی است. برای مقایسه نرخ بازده شرکت ها به جای نرخ حقوق صاحبان سهام باید نرخ بازده دارایی های شرکت مدنظر باشد. شرکتی که از وام استفاده کرده است صرفه جویی مالیاتی بدست می آورد و شرکتی که از وام استفاده نکرده طبعاً صرفه جویی مالیاتی ندارد. نرخ بازده شرکت زمانی نشان دهنده موفقیت شرکت است که از متوسط نرخ هزینه سرمایه شرکت بیشتر باشد. نرخ بازده به تنهایی بدون مقایسه با متوسط نرخ هزینه سرمایه، معیار غلط برای اظهار نظر و قضاوت درباره ی عملکرد شرکت خواهد بود. (جهانخانی و همکاران، 1374، ص 70)
در مورد سود انباشته بايد گفت كه آن از سودهاي باقي مانده در واحد انتفاعي پس از پرداخت سود سهام تشكيل مي‎شود. تفاوت عمده ميان سود انباشته و منابع تأمين مالي ديگر اين است كه سود انباشته به مبلغ موجود محدود مي باشد و ضمنا مستلزم تحصيل وجوه از اشخاص خارج از واحد انتفاعي (اعطا كنندگان تسهيلات و سهامداران جديد )نيست، اما تأمين مالي از طريق سود انباشته موجب كاهش سود سهام قابل پرداخت به سهامداران فعلي خواهد شد. به بيان ديگر در دسترس بودن سود انباشته نه تنها به سود هاي تحصيل شده توسط واحد انتفاعي بستگي دارد بلكه با سياست پرداخت سود سهام آن نيز مرتبط است. واحدهاي انتفاعي معمولا از كاهش سطح پرداخت سود سهام خود حتي در مواقعي كه موقتا سود كاهش يافته است نيز پرهيز مي كنند. اين قبيل سياست هاي موجب مي شود كه سود انباشته در دسترس به تناسب تغيير در سود شديدا نوسان نمايد. بنابراين مدير مالي نمي تواند براي تأمين مالي سرمايه گذاري هاي انتفاعي تنها بر سود انباشته اتكاء كند.
در مورد استقراض در قالب وام نيز بايد گفت اگر سازماني وجوهي را كه براي سرمايه گذاري نياز دارد قرض بگيرد در اين صورت بهره اي را بايد پرداخت كند كه در صورت زيان نشان داده خواهد شد و برسود هر سهم تاثير خواهد گذاشت. اگر سود حاصل از فعاليت پروژه جديد بيشتر از مبلغ هزينه سرمايه گذاري جديد باشد، عايدي هر سهم افزايش خواهد يافت.
در مورد انتشار سهام بايد دانست كه اگر قرار باشد شركتي كه از منابع خارج از سازمان تأمين مالي كند انتشار سهام در درجه دوم اهميت (درست بعد از اوراق قرضه) قرار خواهد گرفت. واحدهاي انتفاعي مي توانند ا

دیدگاهتان را بنویسید