دانلود پایان نامه ارشد درباره سهامداران، اوراق قرضه، سود سهام

جويي مالياتي براي شركت نمي شود.
3) شايد شرايط مندرج در اوراق قرضه شركت به گونه اي باشد كه ميزان پرداخت سود سهام عادي را محدود كرده باشد. وجود اين نوع قيد و بندها باعث خواهد شد كه انتشار سهام عادي جديد با مشكلاتي مواجه شود. اين قيد و بندها مي توانند دست كم هزينه سرمايه متعلق به سهام عادي را افزايش دهند.
4) اگر شركتي كه سهامش در دست افراد محدود است ( سهامي خاص ) بخواهد سهام جديدي منتشر كند، در مسئله مالكيت و كنترل شركت مشكلات نسبتا زيادي به وجود خواهد آمد. در چنين شرايطي، سهامداران كه تقريبا همه از مديران شركت هستند، ممكن است وجوه لازم را جهت مشاركت در افزايش سرمايه نداشته و در اين صورت مالكيت آن ها در شركت كاهش خواهد يافت.
د) اختيار خريد سهام :
اختيارخريد سهام يك نوع اوراق بهادار است كه دارنده آن، حق خريد تعداد معيني از سهام عادي شركت را به قيمت معيني دارد. كسي كه چنين اختياري را به دست مي آورد مجبور به خريد آن سهام نيست. اين گواهي امتياز خريد سهام در بازار، قابل خريد و فروش است. اگر صاحب اين اختيار بخواهد از حق امتياز خود استفاده كند، بايد برگه اختيار را با مقداري كافي پول نقد براي شركت بفرستد و تقاضاي سهام كند. شركت سهام مورد درخواست را به آدرس وي ارسال مي كند.
انتشار گواهي اختيار خريد سهام منبعي اصلي براي تأمين سرمايه شركت به حساب نمي آيد. ولي شركت مي تواند با استفاده از آن اوراق قرضه خود را با اعطاي چنين اختياري به خريداران اوراق قرضه راحت تر به فروش برساند.
اختيار خريد سهام داراي ويژگي هایی است که مهم ترین آن ها عبارتند از:
1)غالبا اين نوع اختياربه صورت يك برگه جداگانه به اوراق قرضه الصاق مي شود. انتشار برگه خريد به اين صورت به اصطلاح وسيله اي براي تسهيل فروش اوراق قرضه مي نامند. خريدار اوراق قرضه اين برگه‎ها را جدا مي كند. گاهي برگه هاي مربوط به اختيار هزينه سهام رابه عنوان حق العمل موسسات تأمين سرمايه مي دهند تا چنآن چه استقبال خوبي از خريد سهام عادي شد، ‌آن ها بتوانند سهام بيشتري را از شركت بگيرند و به فروش برسانند. فراتر آن كه، يك شركت جديد التاسيس به وام دهندگان كه سرمايه شركت راتأمين مي كنند برگه هاي اختيار خريد سهام اعطاءمي كند تا آن ها هم در موفقيت وسود آوري شركت سهيم باشند.
2) تعداد سهامي كه مي توان با استفاده ازاختيار خريد سهام خريداري كرد در برگه هاي مربوطه قيد مي شود.
3) قيمتي كه دارنده اختيار خريد بايد براي خريد يك سهم بپردازد، در برگه اختيار خريد سهام قيد مي شود، اين قيمت مي تواند در طول عمر اختيار خريد ثابت، يا طبق فرمول خاصي متغير باشد.
4) معمولا صاحب اينگونه اختيار در يك دوره مشخص زماني مي تواند از اين حق استفاده كند. بديهي در پايان دوره اين اختيار هيچ ارزشي نخواهد داشت. در برخي موارد مدت زماني كه مي توان از اين اختيار استفاده كرد نامحدود است.
5) گواهي اختيار خريد سهام قابل بازخريد نيست. دارنده آن ها حق راي(در مجمع عمومي و انتخاب هيئت مديره ) ندارد. هيچگونه سود سهام يا بهره به آن ها تعلق نمي گيرد.
استفاده از گواهي سهام ( اختيار خريد سهام ) به منظور تامين بلند مدت اثراتي بر ساختار مالي شركت دارد كه با اثرات استفاده از اوراق بهادار تفاوت دارد. اگر شركتي اوراق قرضه قابل تبديل انتشار دهد و تبديل آن را اجباري كند، بدهي به وسيله حقوق صاحبان سهام جايگزين مي شود در حالي كه با انتشار اوراق قرضه به ضميمه گواهي سهام چنين چيزي مصداق نخواهد داشت. وقتي كه گواهي سهام مورد معامله قرار گيرد، اوراق قرضه شركت كنار گذاشته نمي شود و در عوض دارنده گواهي سهام در مقابل خريد سهام عادي مبلغ بيشتري به شركت پرداخت مي كند. بدين ترتيب بدون اينكه براوراق بهادار با درآمد ثابت تأثيري گذاشته شود گواهي سهام باعث افزايش نقدينگي شركت مي شود. اين ويژگي گواهي سهام بر عايدي هر سهم و نيز ساختار سرمايه شركت اثر مي گذارد. ( جان جي، 1374، ‌ص 95)
شركت ها معمولا برگه هاي اختيار خريد سهام را به عنوان وسيله اي براي تأمين مالي نمي فروشد، ولي در هر صورت صاحبان اين برگه ها از اختيار خود استفاده كرده، سهام جديد مي خرند، ‌لذا نوعي تامين مالي انجام مي گيرد. مزاياي آن به شرح زير است :
1) تقاضا براي اوراق قرضه اي كه برگه اختيار خريد سهام پيوست آن ها است، افزايش يافته نتيجه اين كه هزينه سرمايه اوراق بهاداري كه برگه اختيار خريد پيوست آن ها است كاهش مي يابد.
2) شركتي كه برگه اختيار خريد منتشر كرده است هيچگاه از استفاده اين حق مطمئن نيست، لذا اگر اين اختيارات استفاده شود سرمايه شركت افزايش يافته و شركت به منابع تأمين مالي دائمي دست مي يابد.
3) با استفاده مردم از اين حق تعداد سهامي كه در دست مردم است افزايش يافته و نسبت وام به حقوق صاحبان سهام شركت كاهش مي يابد.
4) با استفاده از اختيار خريد سهام عادي، سود هر سهم كاهش يافته و دست كم به صورت موقت از ميزان پرداخت سود سهام نقدي كاسته مي شود.
معايب اختيار خريد سهام را نیز می توان به قرار زیر دانست :
1) با استفاده از اختيار خريد سهام تعداد آراي ساير سهامداران افزايش يافته و موجب تضعيف موقعيت مديران و سهامداران عمده مي شود.
2) حق استفاده از برگه اختيار خريد سهام عادي دوره مشخصي دارد. چنان چه در اين دوره استفاده نشود ارزشي نخواهد داشت.
3) باعث كاهش سود هر سهم مي شود.
سودهاي توزيع‌نشدة شركت
شركت هاي مختلف به دلايل گوناگون مي‌توانند بخشي از سود خود و يا تمامي آن را بدون آن كه بين سهامداران تقسيم كنند به استفاده‌هايي برسانند. این کاربرد در موارد زیر مشهور است:
خريد تجهيزات جديد
تعويض ماشين‌آلات فرسوده با جديد
پرداخت ديون
ارتقاء سطح تكنولوژي توليد
زماني كه سود تقسيم نشده به عنوان يك منبع مالي مورد استفاده قرار مي گيرد تأمين مالي از درون شركت صورت گرفته و يا خود تأمين مالي انجام شده است. ميزان استفاده از آن اولاً به سودآور بودن شركت بستگي دارد كه شرايط اوليه است ودر ثاني ميزان سودي كه شركت در يك دورة معين به دست آورده عامل مهم ديگري در زمينة استفاده از تأمين مالي داخل شركت است. نحوه استفاده از سود توزيع نشده در داخل شركت از طريق مقايسة زمينه‌هاي كاربردي آن انجام مي شود. به عبارت ديگر مديريت شركت سودهاي توزيع‌نشده را در زمينه‌هايي مورد استفاده قرار مي دهد كه منافع بيشتري براي شركت فراهم كنند مثلاً پرداخت ديون شركت بوسيله سودهاي تقسيم نشده و يا خريد دارائي هاي جديد به وسيله اين سودها از طريق نتايج حاصله براي شركت بررسي مي‌گردد. در صورتي كه سودتقسيم‌نشده صرف پرداخت ديون شركت گردد سبب كاهش هزينه‌هاي بهرة‌شركت خواهد شد و در صورتي كه صرف خريد ماشين آلات و دارائي هاي جديد گردد باعث افزايش درآمدهاي شركت خواهد شد. مقايسة اين دو وضعيت از طريق مقابله ورود و خروج ساليانة پول هاي صرف شده در يك زمينه قابل بررسي و برآورد است مگرآن كه اختصاص سود تقسيم نشده در يك زمينة معين الزام قانوني داشته‌ باشد.
از نظر تئوري هدف از باقي گذاشتن سود در داخل شركت كاهش نسبت بدهي به سرمايه است تا آن كه شركت در وضعيت بهتري قرار گيرد و نسبت ياد شده تا حدالمقدور كاهش يافته و امكان گرفتن وام جديد فراهم آيد و يا آن كه شركت از نظر پرداخت ديون خود در موقعيت بهتري واقع شود. رويه متعارف در بازار مالي نپرداختن وام از سوي بانك ها و مؤسسات مالي به شركت هايي است كه نسبت بدهي به سرماية آن ها در سطح بالائي قرار گرفته‌است. چنان چه در شرايط ويژه‌اي به شركت هاي داراي اين ويژگي، يعني دارا بودن نسبت بدهي به سرماية با بهره وامي هم داده‌شود بهرة اين وام نسبت به بهرة جاري در بازار زيادتر خواهد بود چون كه ريسك عدم پرداخت وام از سوي شركت زيادتر است. به طور كلي در آن دسته از شركت هاي توليدي كه فعاليت آنان در حال گسترش است، باقي گذاشتن سود در درون شركت و تقسيم نشدن آن بين سهامداران يا شركاء در وضعيت‌هاي زير مورد استقبال قرار مي گيرد:
در شرايطي كه انتشار سهام جديد ميسر نباشد و يا اوراق قرضه به دلايل گوناگون نتوانند منتشر شوند ويا آنكه سهامداران موجود با انتشار سهام جديد و يا اوراق قرضه موافقت ننمايند در اين صورت باقي گذاشتن سود در شركت به عنوان يك راه‌حل منطقي پذيرفته مي شود.
در بعضي موارد سودآوري سرماية شركت درحدبالا و مطلوبي قرار دارد به عبارت ديگر بهره‌وري سرماية‌ شركت بسيار مطلوب است بنابراين باقي گذاشتن سود در شركت و تأمين توسعة فعاليت از طريق سود تقسيم نشده كاملاً سودآور و مورد ترجيح است در اين حالت معمولاً سود حاصله هم داراي حجم قابل توجيهي است و مي تواند در توسعة فعاليت شركت نقش مهمي ايفا نمايد.
گاهي سهامداران شركت علاقه ندارند كه سهامداران جديد به شركت اضافه شوند و كنترل آن ها برروي شركت محدود نمايند و يا حق رأي آن ها را تقليل دهند در اين صورت باقي گذاشتن سود در شركت يك راه‌حل مطلوب به شمار خواهد آمد.
بر اثر وجود شرايط ركورد اقتصادي کاهش قيمت بازار سهام شركت ها بطور موقت كاهش مي‌يابد و انتظار شركت آن است كه در دوره‌هاي آينده قيمت سهام شركت دوباره افزايش پيداخواهد كرد. در دوره‌هايي كه قيمت بازار سهام يك شركت کاهش مي‌يابد هزينة آن سهام براي صاحبان سهام زيادتر مي شود و اگر سهام جديد انتشار يابد ميزان هزينة سهام قبلي گسترده‌تر وبيشتر خواهد شد براي جلوگيري از اين عارضه، سود شركت مي تواند بين سهامداران تقسيم نگردد و به عنوان يك منبع مالي مورد استفاده قرار گيرد.
در صورتي كه سود حاصله در يك دوره بين سهامداران و يا شركاء شركت توزيع شود طبق قانون كار بايد هر سهم از سود متعلق به خود ماليات پرداخت كند اين ماليات كه از صاحبان سهام گرفته‌ مي شود در بعضي كشورها و يا در بعضي شرايط اقتصادي زياد است به طوري كه سهامداران تمايل ندارند ماليات زيادي پرداخت كنند ولي در مقابل اگر اين سود در شركت باقی بماند درآمدهاي آن براي سهامداران منافع مهمي را ايجاد مي‌كند كه يكي از اين منافع درآمد مطلوب است و ديگري نرخ ماليات كمتري است كه به عوايد اين درآمد مطلوب نسبت به سهم سودها تعلق مي‌گيرد. سود انباشته از سودهاي باقي مانده در واحد انتفاعي پس از پرداخت سود سهام تشكيل مي شود.
تفاوت عمده ميان سود انباشته و دو منبع تأمين مالي ديگر اين است كه سود انباشته به مبلغ موجود محدود مي باشد و ضمنا مستلزم تحصيل وجوه از اشخاص خارج از واحد انتفاعي (اعطا كنندگان تسهيلات و سهامداران جديد)نيست و اما تأمين مالي از طريق سود انباشته موجب كاهش سود سهام قابل پرداخت به سهامداران فعلي خواهد شد. به بيان ديگر در دسترس بودن سود انباشته نه تنها به سود هاي تحصيل شده توسط واحد انتفاعي بستگي دارد بلكه با سياست پرداخت سود سهام آن نيز مرتبط است. واحدهاي انتفاعي معمولا از كاهش سطح پرداخت سود سهام خود حتي در مواقعي كه موقتا سود كاهش يافته است نيز پرهيز مي كنند. اين قبيل سياست هاي موجب مي شود كه سود انباشته در دسترس به تناسب تغيير در سود شديدا نوسان نمايد. بنابراين مدير مالي نمي تواند براي تأمين مالي سرمايه گذاري هاي انتفاعي تنها بر سود انباشته اتكاء كند. اگرچه تأمين مالي از روش سود انباشته موجب كاهش وجوه قابل پرداخت به شكل سود سهام مي شود اما وجوه در دسترس براي پرداخت سود سهام به سهامداران فعلي را در آينده افزايش خواهد داد. دليل اين افزايش اين است كه چنان چه واحد انتفاعي به جاي سود انباشته از منابع تأمين مالي خارج از واحدها ي انتفاعي استفاده كند. لازم است نوعي بازده براي اين منابع فراهم نمايد. مثلا چنان چه از اعتبار

دیدگاهتان را بنویسید