دانلود پایان نامه ارشد درباره سود سهام، سهامداران، تأمین مالی

استقراض و تسهيلات مالي استفاده شود، لازم است هزينة استقراض يا سود متعلق به آن به اعطا كنندگان وام، اعتبار و تسهيلات مزبور پرداخت شود كه پول در دسترس براي پرداخت آتي سود سهام را كاهش خواهد داد. استفاده از سهام ممتاز نيز پرداخت سود سهام ممتاز را در آينده ايجاب مي كند. تأمين از محل انتشار سهام عادي نيز مستلزم پرداخت سود سهام به سهامداران سابق و سهامداران جديد در آينده خواهد بود. (احمدي، 1386)
لازم به ياد آوري است كه واحدهاي انتفاعي براي تامين مالي سرمايه گذاري هاي خود تنها به سود نگهداري شده از محل سود سال جاري اكتفا نمي كنند. بلكه بسیاري از مديران نيازهاي سرمايه گذاري هاي خود را براي چند سال آينده پيش بيني و بر اساس آن شروع به انباشت سود و سرمايه گذاري هاي موقت آن در دارائي هاي مالي مي كنند تا هنگام نياز براي تأمين مالي پروژه هاي سرمايه گذاري طرح ريزي شده و از آن استفاده نمايند.
صرف نظر كردن از اجراي يك پروژه سرمايه گذاري سود آوري مسلما به صرفه سهامدارن نيست مگر اين كه هيچ راهي براي تأمين مالي آن با هزينه اي معقول وجود نداشته باشد. استفاده بيش از حد استقراض نيز موجب افزايش مخاطره شركت و كاهش ارزش سهام شركت در بورس خواهد شد. بنابراين منبع تأمين مالي مي تواند سود انباشته ( كه معناي پرداخت سود سهام كمتر است) يا انتشار سهام عادي جديد باشد. به نظر بسياري از مديران مالي و صاحب نظران تئوري مالي و مديران واحدهاي انتفاعي، دريافت سود سهام كمتر و پرهيز از انتشار سهم عادي جديد به مصلحت سهامداران فعلي است. نظريه مذكور در بالا بر دلايل زير مبتني است كه اهميت نسبي هر يك به شرايط ويژه شركت مورد نظر بستگي دارد. ( شباهنگ، 1373، ‌ص 19، ‌240)
استفاده از سود انباشته دارای مزايايی به قرار زیر است :
1) چنان چه واحد انتفاعي به جاي پرداخت سود سهام و انتشار سهام عادي جديد، سود شركت را نگهدارد، قيمت سهم عادي در بازار بالاتر خواهد بود. زيرا سود هر سهم و سهام آتي در صورت عدم انتشار سهام جديد بيشتر است.
سهامداران فعلي نيزمي توانند از طريق فروش بخشي از سهام خود سود نقدي كسب كنند. به بيان ديگر، ‌سهامداران به جاي دريافت سود سهام از افزايش ارزش سهام بهره مند خواهند شد. علاوه بر اين سهام داراني كه سود سهام خود را دريافت و مجددا سرمايه گذاري مي كنند. ناگزير از سرمايه گذاري مبلغي كمتر خواهند بود. زيرا ماليات سود سهام دريافتي را نيز بايد بپردازند. اما چنان چه سود شركت مجددا در پروژه‎هاي آن سرمايه گذاري شود، سهامداران قبل از فروش سهام و تحصيل سود، ماليات بر درآمد شخصي نخواهند پرداخت.
2) انتشار سهام عادي جديد مستلزم تحمل هزينه ها ي گوناگوني از قبيل هزينه هاي قانوني كميسيون و امثال آن هم مي باشد. در برخي از كشورهاي صنعتي، اين قيبل هزينه ها مي توانند تا حدود 25 درصد ارزش سهام عادي منتشره نيز بالا رود.
3) فروش سهام عادي جديد ممكن است صاحبان فعلي شركت را با مسائل مرتبط با كنترل شركت مواجه كنند، بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه دلايل معقولي براي ترجيح دادن تأمين مالي سرمايه گذاريها از طريق وجوه حاصل از عمليات (كه ممكن است به صورت اوراق بهادار قابل مبادله نگهداري شود )وجود دارد.
معايب استفاده از سود انباشته نیز به قرار زیر است :
علي رغم مزاياي تأمين مالي از محل سود انباشته، بكارگيري اين روش در كليه موارد امكان پذير يا مطلوب نيست.
سهامداران ممكن است در قبال عدم دريافت يا دريافت كمتر سود سهام واكنش منفي نشان دهند. بديهي است كه افزايش ندادن سود سهام به تناسب افزايش سود مطلبي كاملا جدا از كاهش سطح فعلي سود سهام است ؛ زيرا كاهش سطح فعلي پرداخت سود سهام ممكن است سهامداران را ناگزير از فروش بخشي از سهام خود كند تا مصارف نقدي خود را تأمين نمايند. ضمنا كاهش سود سهام مي تواند موقتا موجب پايين آمدن قيمت سهام شركت در بورس شود. زيرا برخي از سرمايه گذاران ممكن است اين كاهش را نشانه اي از ضعف واحد انتفاعي بدانند. علاوه بر اين امكان دارد كه وجوه تأمين شده از طريق نپرداختن سود سهام، براي تأمين مالي پروژه هاي سرمايه گذاري كافي نباشد و شركت كماكان ناگزير از انتشار سهام عادي جديد بشود. در اينگونه موارد، مديريت از هر گونه اقدامي كه موجب كاهش موقتي قيمت سهام بشود پرهيز خواهد كرد و پرداخت سود سهام را طبق روال گذشته ادامه خواهد داد.
2-6) بازده سهام
 به این ترتیب سرمایه گذاران دراین بازار تنها به اخبار آخرین وضعیت قیمت ها و تحلیل های پیش بینی نوسانات آتی قیمت چشم دوخته اند. شاید چنین تلقی شود که بحث از قیمت سهام همان بحث از نرخ بازگشت و بازده سهام است در حالی که باید توجه داشت در واقع تغییرات قیمت تنها بخشی از بازده سهام را تشکیل می دهند. با این وجود چون تحلیل قیمت ها برای همگان با سهولت بیشتری انجام می پذیرد لذا محوریت قیمت سهام متداول تر است. البته مسأله این نیست که قیمت سهام به جای بازدهی آن ملاک تصمیم گیری قرار دارد بلکه نکته آن است که در این بازارقیمت ها به دلیل جالب و جذاب بودن بیشتر از نرخ بازده جلب توجه می کنند و تنها سهولت جایگزینی آن ها مطرح نیست. به عنوان مثال شرایطی را در نظر بگیرید که سود تقسیم شده بین سهامداران شرکتی که سهام خود را در بازار عرضه کرده است، نتواند در بلندمدت روند صعودی خود را با آهنگ بیشتری نسبت به قبل ادامه دهد در این حالت افزایش ارزش سرمایه آن ها از طریق افزایش قیمت سهام بیشتر از سهم آن ها از سود تقسیم شده در بازده کل سهام، جلوه نمایی خواهد کرد و طبیعی است که نظر سرمایه گذار تنها معطوف به افزایش قیمت سهام خواهد شد. (احمدي، 1386)انتظارات سرمایه گذاران چگونه رفتار آن ها را در بورس متأثر می سازد. تغییر قیمت ممکن است از تغییرات تقاضا نتیجه شود و تغییرات تقاضا متأثر از عوامل متعددی است که مهم ترین آن ها عوامل شکل دهنده انتظارات تقاضاکنندگان هستند. این عوامل چه پایه و اساس منطقی و عقلایی داشته باشند و چه نداشته باشند به هر حال بر کمیت و کیفیت تقاضا مؤثرند. منظور از عقلایی در اینجا مفهوم اقتصادی آن است به این معنا که به عنوان نمونه در فرآیند عقلایی ارزش گذاری سهام، پیش بینی و برآورد نرخ بهره عاملی اساسی به شمار می آید و سود یا زیان سرمایه که متوجه سهامدار می شود از همین پیش بینی نرخ بهره حاصل می شود. تا آن جا کــه بـه بحث ما مــربــوط می شود، چنان چه تقاضاکنندگان (خریداران) در بازار سهام بر این باور باشند (انتظار داشته باشند) که انتظار و باور سایر سرمایه گذاران آن است که در آینده نزدیک نرخ های بهره و یا نرخ تورم (در کشورهایی که عامل نرخ بهره به عنوان متغیر کلان نقش حساسی ندارد) تغییر خواهند کرد. همین امر کافی است که تصمیم گیری ایشان در خصوص خرید یا فروش سهام شکل دیگر به خود بگیرد. فراتر از موضوع فوق، حتی کافی است که تقاضاکنندگان در بازار بورس باور کنند که سایرین به هر قیمتی حاضر به سرمایه گذاری در بورس به عنوان خریدار یا فروشنده سهام هستند. این باور دو بعد اساسی از رفتار عاملان بازار سهام را مشخص می کند. یکی از این ابعاد از نقش بازار سهام و عاملان این بازار قابل استنباط و مشاهده است ولی بعد دوم آنچنان روشن و شفاف نیست. به عنوان مثال برای بعد اول فرض کنید که سرمایه گذاران در بورس از اراده دولت مبنی بر افزایش حجم اعتبارات آگاه شوند و بدانند که فشارهای تورمی در راه است. در این حالت اعلام افزایش حجم اعتبارات قابل وام دهی سیستم بانکی از سوی دولت، موجب کاهش قیمت دارایی ها خواهد شد. چرا که سرمایه گذاران رابطه مستقیمی را بین نرخ بهره رسمی و نرخ بهره بازاری قائل هستند و از نظر ایشان افزایش نرخ بهره رسمی در آینده ای نزدیک قابل انتظار است. همچنین در کشورهایی که سهم بالایی از حجم تجارت بین المللی را دارند، تغییرات در تراز بازرگانی اغلب موجب تغییرات انتظاری در نرخ بهره می شود و این امر یکی از عوامل تغییرات قیمت سهام است.
2-7)عوامل مورد توجه در تقسیم بندی مربوط به انتخاب منبع مالی
عوامل مورد توجه در تقسیم بندی مربوط به انتخاب منبع مالی به شرح زير مي باشد:
1) تناسب : این عامل اشاره می کند به این که بایستی بین وجوه به دست آمده از این منابع با ماهیت و نوع دارایی به کار گرفته شده بوسیله آن تناسب وجود داشته باشد، یعنی برای افزایش در دارایی های جاری می‎باید از طریق بدهی جاری اقدام نمود و برای افزایش در دارایی های ثابت از سهام و
بدهی های بلند مدت استفاده نمود. به عنوان یک قاعده کلی تأمین مالی برای دارایی های جاری پایدار و داریی های ثابت از طریق وجوه ثابت همانند بدهی های بلند مدت و سهام انجام می گیرد. دلیل تأمین مالی دارایی های پایدار، وجوه پایدار این است که یک نوع جریانات نقدی از این دارایی ها بدست می‎آید که می‎توان از آن در بهبود یک دارایی ثابت، سرمایه گذاری نمائیم.
2) درآمد : یکی از اهداف مدیران در برنامه ریزی مالی استفاده از انواع منابع این است که درآمد سهامداران را افزایش می دهد. به وسیله اهرم مالی می توان فهمید که استفاده از آن وجوه مساعد بوده یا خیر. به وسیله مقایسه درآمد هر سهم در سطوح مختلف درآمدی در مواقعی که درصد متفاوتی از بدهی و سهام را مورد استفاده قرار می دهیم، درباره نوع وجوه و اینکه آیا درآمد هر سهم را افزایش می دهند قضاوت نمود.
3) ریسک : مدیریت باید در تأمین وجوه مورد نیاز به گونه ای عمل نمایند که بتوانند ریسک شرکت را در سطحی قابل کنترل نگه دارد. سودآوری و در نتیجه ارزش بازار هر شرکتی، تا حد زیادی در گروه قدرت و توانایی آن شرکت در باقی ماندن در میدان رقابت است و توانایی شرکت در بهره برداری از فرصت های سودآور در گرو شیوه ای است که شرکت می تواند از تخصص ها و مهارت ها و آگاهی‎های نیروهای متخصص خود بهره جوید. قبول یا پذیرش ریسک های سنگین می تواند بر روابط گروه های ذینفع در شرکت آثار معکوس داشته باشد و در نتیجه دارایی هایی که حاصل سالها فعالیت شرکت بوده است به مخاطره بیفتد. لذا بدنبال افزایش ریسک کل شرکت جریانات نقدی عملیاتی به خاطر کاهش فروش و یا افزایش هزینه های عملیاتی کاهش خواهد یافت.
4) کنترل : کنترل یک شرکت همواره مورد علاقه سهامداران می باشد. چنآن چه اکثر سهام یک موسسه در حال حاضر در تملک تعداد اندکی از سهامداران می باشد که واحد مزبور را کنترل می نمایند. حفظ این کنترل در تصمیم گیری مرتبط با انتخاب بین روش های مختلف تأمین مالی و تأثیر هر یک از روش ها بر آن، مورد توجه خاص قرار خواهد گرفت، اما شرکت های بزرگ که سهامداران متعددی دارند، معمولاً عامل کنترل تأثیر چندانی بر تصمیمات مالی نخواهد داشت (رضاشباهنگ، 1372- ص58). بنابراین اگر حفظ کنترل برای سهامداران موضوع مهم باشد آن ها ترجیح می دهند که قسمت عمده منابع مالی مورد نیاز شرکت‎ها را از طریق وام یا انتشار سهام ممتاز بدست آورند، زیرا این گروه ها دارای نقش بسیار کمی به جز در موارد استثنایی در کنترل شرکت دارند (مشکی، 1380، ص 25).
5) قابلیت انعطاف: به تأثیر تصمیمات جاری تأمین مالی بر روش های مختلف تأمین مالی در دوره های آتی اشاره دارد. استفاده از یک روش تأمین مالی مشخص در زمان حاضر ممکن است روش های تأمین مالی قابل استفاده در زمان های آینده را محدود کند. شرکت ها علاوه بر نیازمندی های شرکت، برای تأمین مالی پروژه های سرمایه ای مورد انتظار، به در اختیار داشتن منابع احتیاطی تأمین مالی و ظرفیت استقراض نیز اهمیت می دهند تا بتوانند به موقع از مزایای فرصت های غیر منتظره بهره مند شوند یا در قبال زیان های غیر مترقبه پایداری کنند. (احمدي، 1386)
6) زمان بندی :

دیدگاهتان را بنویسید