دانلود پایان نامه ارشد درباره سود سهام، اوراق قرضه، سهامداران

اختيار سهام عادي دوره مشخصي دارد چنآن چه در اين دوره استفاده نشود ارزشي نخواهد داشت
باعث افزايش تعداد سهام واحد اقتصادي مي شود
باعث كاهش سود هر سهم مي شود
كليه شركت هاي سهامي
6
سهام ممتاز
نوعي سهام كه دارنده آن نسبت به در آمدها و دارائي ها واحد اقتصادي حق يا ادعاي محدود و معيني دارد.
هزينه تامين مالي از طريق سهام ممتاز از سهام عادي كمتر است * دارندگان سهام ممتاز داراي مزاياي محدودي هستند* سهام ممتاز معمولا بدون سر رسيد هستند
واحد اقتصادي نسبت به پرداخت سود سهام ممتاز الزام قانوني ندارد. پس سهامداران ممتاز فاقد حق راي هستند
اگر بازده واحد اقتصادي كمتر از هزينه سرمايه سهام ممتاز باشد سود هر سهم عادي كاهش مي يابد
هزينه سهام ممتاز از اوراق قرضه و بدهي ها بيشتر است
پرداخت سود سهام انباشته ممكن است واحد اقتصادي را با مشكلاتي مواجه كند
كليه شركت هاي سهامي در كشورهاي صنعتي
7
وام هاي مؤسسات اعتباري
وام هاي بلند مدتي كه توسط واحدهاي اقتصادي بيمه و مؤسسات مالي به شركت ها اعطا مي شود
ا اين نوع وام ها معمولا نيازمند مانده جبراني نيستند
كليه واحدهاي اقتصادي كشورهاي صنعتي
8
وام هاي دولت
وام هايي كه توسط دولت اعطا مي شود.
شركت هاي دولتي يا وابسته به دولت
تعريف روش هاي تامين مالي :
الف ) وام هاي بلند مدت (استقراض):معمولا شركت ها براي دوره هاي ميان مدت از طريق وام ها تامين مالي مي كنند و اين به آن معني است كه مدت اين نوع وام ها ميان يك و حداكثر ده سال است. مدت برخي از قراردادهاي اجاره تقريبا به بيست سال ميرسد. از اين رو مي توان گفت كه براي دوره هاي ميان مدت و بلند مدت از وام و قرارداد هاي اجاره به عنوان وسيله اي براي تامين مالي استفاده مي كنند.
قراردادهاي وام هاي ميان مدت مستقيما ميان وام دهنده و وام گيرنده بسته مي شود و در نتيجه مواد قراردادهاي مختلف متفاوت خواهد بود. از آن جا كه معمولا شركتي كه به پول نياز دارد مستقيما به بانك و موسسه وام دهنده مراجعه مي كند و سعي مي كند با آن سازمان به تفاهم برسد، در مورد تعيين شرايط و مواد قراردادها وام ها با سازمآن هاي نظارت كننده و دولتي ( مثل كمسيون بورس اوراق بهادار ) هيچ دخالت نمي كنند. وام هاي ميان مدت، از لحاظ نوع موسسات وام دهنده، جدول باز پرداخت وام، نرخ بهره، نوع وثيقه و ساير شرايط قراردادي داراي ويژگي هاي مشتركي هستند مزاياي وام هاي بلند مدت را می توان به قرار زیر دانست:
از آن جا كه بهره وام هاي ميان مدت تقريبا ثابت است اگر سود حاصل از اين وام ها از هزينه بهره بيشتر شود شركت وام گيرنده سود زيادي از محل اين وام ها خواهد برد.
معمولا شركت وام گيرنده مي تواند در مورد شرايط مربوط به وام، با بانك يا موسسه وام دهنده مذاكره كند ؛ لذا مي تواند ميزان شرايط بازپرداخت را با وضع مالي خود منطبق كند.
شركت هايي كه به دليل بهبود در وضع مالي خود واجد شرايط انتشار اوراق تجاري شــده اند مي توانند با مذاكره با بانك بدون دادن وثيقه وام بلند مدت با نرخ پايين بگيرند.
معايب وام هاي بلند مدترا می توان به قرار زیر دانست:
اهرم مالي حاصل از وام هاي ميان مدت به لحاظ اين كه ميزان بهره نسبتا ثابت است سبب مي شود كه سود شركت كاهش يابد. البته اگر آن شركت نتواندسود خود را به حدي برساند كه هزينه بهره وام ميان مدت را بپوشاند.
شرايط منفي گنجانده شده در قرارداد اين نوع وام از قدرت مانور و سرمايه گذاري در پروژه هاي تامين مالي شركت مي كاهد.
در مواردي كه شركت ها اقلامي از دارايي خود را به عنوان وثيقه گذاشتند بدون رضايت طلبكار نمي توانند دوباره آن را به عنوان وثيقه قرار دهند.
پرداخت اقساط سالانه ممكن است فشار زيادي بر نقدينگي شركت وارد آورد زيراشركت بايد در هر قسط مبلغ نسبتا زيادي بابت اصل وفرع وام بپردازد.
ب ) سهام ممتاز :سهام ممتاز نوعي از سهام است كه دارنده آن نسبت به در آمدها و دارائي هاي شركت حق يا ادعاي محدود و معيين دارد. از چهار منبع مالي بلند مدت كه شركت مي تواند از آن استفاده كند ( اوراق قرضه، سهام ممتاز، سهام عادي، سود انباشته ) سهام ممتاز كمتر به عنوان يك منبع مالي مورد استفاده شركت ها قرار مي گيرد. در مواقعي كه دو شركت در هم ادغام مي شود و اين كار با مبادله اوراق بهادار صورت مي گيرد ( و نه در مقابل وجه نقد ) سهام ممتاز به عنوان يكي از ابزار هاي تأمين مالي نقش مهمي ايفا مي كند.
سهام ممتاز را اوراق بهادار دو رگه مي نامند، زيرا هم ويژگي ها اوراق قرضه و هم خصوصي سهام عادي را دارد اين ويژگي ها عبارتند :
حق مشاركت در در آمدهاي و دارائي هاي شركت : سهام ممتاز داراي حق تقدم نسبت به سهام عادي مي باشند. يعني دارندگان آن ها در مطالبه درآمدها و دارائي هاي شركت در اولويت قرار مي گيرند. شركت بايستي قبل از تقسيم سود بين سهامداران عادي ابتدا سود سهام ممتاز را بپردازد. همچنين هنگام تصفيه شركت صاحبان ممتاز در دريافت دارائي ها ( پس از پرداخت حقوق طلبكاران ) در اولويت قرار مي گيرند. بنابراين از نظر ريسك، ريسك سهام ممتاز كمتر از ريسك سهام عادي است و چون ريسك كمتري را مي پذيرد بازده كمتري نيز انتظار دارند.
ثابت بودن نرخ سود :نرخ سود تقسيمي ممتاز ثابت است و سود آن يك هزينه قابل قبول مالياتي نيست. سود سهام ممتاز به عنوان درصدي از ارزش سهام بيان مي شود. ميزان سود سهام ممتاز برابر است با :
نرخ سود * ارزش اسمي = سود سهام ممتاز
سود جمع شونده :خاصيت جمع شوندگي به اين معني است كه اگر شركت در سال هاي قبل سود سهام ممتاز را پرداخت نكرده باشد. بايستي در صورت كسب سود، قبل از پرداخت هر گونه سود به سهامداران عادي، سودهاي انباشته سهامداران ممتاز را بپردازد. اين يك نوع حمايت از دارندگان سهام ممتاز است. عموما روي سودهاي معوق سهام ممتاز سودي تعلق نمي گيرد.
مشاركت در سود :در بعضي از سهام ممتاز شرط مي شود كه سهامداران ممتاز در سودهاي اضافي شركت با سهامداران عادي شريك شوند. به اين ترتيب كه ابتدا سود سهام ممتاز پرداخت مي شود و سپس سود سهام عادي پرداخت مي شود و چنآن چه سودي باقي بماند با نسبتي مشخص بين دو گروه تقسيم مي شود.
حق رأي :سهامداران ممتاز معمولا داراي حق رأي نيستند اما گاهي در شرايط خاص به آن ها حق رأي داده مي شود. مثلا اگر شركت قادر به پرداخت سود سهام ممتاز براي يك يا چند سال نباشد به دارندگان اين سهام حق رأي براي انتخاب يك يا جند نفر از اعضاي هيئت مديره داده مي شود.
قابليت تبديل :سهام ممتاز ممكن است قابل تبديل يا غير قابل تبديل باشند. سهام ممتاز تبديلي سهامي هستند كه دارندگان آن مي توانند قسمتي يا كل سهام را در يك دوره زماني خاص با يك قيمت مشخص تبديل به سهام عادي نمايند.
همان طوري كه گفته شد سهام ممتاز را اوراق بهادرار دورگه مي نامند. ؛ زيرا داراي هر دو ويژگي سهام عادي و اوراق قرضه است. از ديدگاه مديران مالي، سهام ممتاز جانشين مناسبي براي اوراق قرضه است و در هر زمان كه انتشار اوراق قرضه مطلوب نباشد، شركت ها دست به انتشار سهام ممتاز مي زنند. به طور قطع نمي‎توان گفت كه آيا سرمايه گذاران، اصولا سهام ممتاز را نوعي بدهي تلقي مي كنند يا ان را در زمره سرمايه شركت قرار مي دهند. (احمدی، 1386)
تأمين مالي از طريق انتشار سهام ممتاز داراي مزاياي زير است :
1) اگر شركت بتواند نرخ بازدهي خود را به رقمي بيش از هزينه خاص سهام ممتاز برساند استفاده از سهام ممتاز باعث افزايش سود هر سهم خواهد شد. بنابراين، شركت هايي كه قصد دارند از طريق افزايش اهرم مالي نرخ بازدهي سهامداران عادي خود را افزايش دهند سهام ممتاز وسيله خوبي براي شركت هايي مي تواند باشد كه نمي توانند يا نمي خواهند وام بيشتري بگيرند. در شرايط تورمي نيز انتشار سهام ممتاز به نفع شركت است زيرا ميزان سود آن رقم ثابتي است كه از محل سودهاي آتي به راحتي قابل پرداخت است.
2) هزينه خاص سرمايه متعلق به سهام ممتاز از هزينه خاص سهام عادي كمتر است و اين به آن علت است كه دارندگان سهام ممتاز از نظر دريافت سود و اصل مبلغ سرمايه گذاري شده (در صورت انحلال شركت ) بر صاحبان سهام عادي حق تقدم دارند.
3) اگر چه سهام ممتاز بخشي از حقوق صاحبان سهام تلقي مي شود، تعداد كساني كه در اين نوع سهام حق رأي دارند محدودند، بنابراين تا زماني كه شركت سود را به موقع پرداخت مي كند، صاحبان سهام ممتاز حق دخالت در امور مربوط به شركت را نخواهند داشت.
4) سهام ممتاز بدون سر رسيد هستند ولي در مواردي با توجه به نوع قراداد، شركت مي تواند آن ها را بازخريد كند. اگر چنين شرطي قيد نگردد اين سهام بازخريد نخواهند داشت ولي اگر شرط مربوط به حق باز خريد تعيين و مورد تصويب طرفين قرار گيرد. اين نوع سهام قابل باز خريد يا قابل تبديل مي گردد، اين امر باعث مي شود كه سرمايه گذاران اين نوع سهام را به سهام عادي ترجيح بدهند. شركت ها مي توانند با انتشار سهام ممتاز قابل تبديل هزينه سرمايه اين نوع سهام را كاهش دهند.
5) شركت ها نسبت به پرداخت سود سهام ممتاز الزام قانوني ندارند و اين معني است كه اگر شركتي پرداخت سود سهام ممتاز را به تأخير بيندازيد مجبور نخواهد شد كه اعلام ورشكستگي يا تحت پيگرد قانوني قرار بگيرد. در مواردي كه شركت از نظر قدرت نقدينگي با مسائل و مشكلاتي مواجه شود مي تواند پرداخت سود اين سهام را به تأخير اندازد بدون اين كه با مشكل يا مساله اي مواجه گردد. (احمدي، 1386)
معايب انتشار سهام ممتاز را نیز می توان به صورت زیر طبقه بندی نمود :
1) اگر شركتي نتواند به ميزاني برابر با هزينه سرمايه متعلق به سهام ممتاز بازده داشته باشد. سود هر سهم عادي آن كاهش خواهد يافت.
2)هزينه سرمايه متعلق به سهام ممتاز از هزينه سرمايه اوراق قرضه بيشتر است. زيرا ريسكي كه متوجه صاحبان مي گردد از ريسك دارندگان اوراق قرضه بيشتر است. همچنين سود سهام ممتاز يك هزينه قابل قبول مالياتي تلقي نمي گردد.
3) اگر چه شركت به پرداخت سود سهام ممتاز هيچ الزام قانوني ندارد، نپرداختن آن بر ثروت صاحبان سهام باعث خواهد شد كه ارزش سهام ممتاز و عادي شركت به شدت كاهش يابد. (البته اگر سرمايه گذاران چنين بپندارند كه شركت نمي تواند در آينده اي نزديك سودهاي انباشته را بپردازد). فراتر اينكه، اگر سود سهام براي مدت مديدي به تأخير بيفتد، ممكن است به دارندگان سهام ممتاز چنين حقي داده شود كه تعدادي از اعضاي هيئت مديره را انتخاب كنند.
4) بازخريد سهام ممتاز باعث مي شود كه شركت در سال هاي بعد با مشكل روبرو شود. حتي اگر شركت ملزم به بازخريد سهام ممتاز نباشد ممكن است پرداخت منظم سود سالانه براي برخي از شركت ها كار ساده اي نباشد.
5) گاهي انجام برخي از كارها منوط به تصويب سهامداران ممتاز است. در بسياري از موارد انتشار سهام ممتاز اضافي يا اوراق قرضه قابل تبديل به سهام ممتاز مستلزم موافقت صاحبان سهام ممتاز شركت است.
6) اگر شرايط حاكم بر بازار به گونه اي باشد كه سرمايه گذاران، سهام ممتاز را جانشين خوبي براي اوراق قرضه ندانند شركت مي تواند براي تأمين مالي خود از اين نوع سهام منتشر كند شايد وضع به گونه اي باشدكه شركت مجبور گردد مبلغي از پول مورد نياز خود را از محل سود انباشته يا انتشار سهام عادي تأمين كند و سپس اوراق قرضه يا سهام ممتاز منتشر كند.
ج ) سهام عادي :اگر قرار باشد شركتي كه از منابع خارج از سازمان تأمين مالي كند سهام عادي در درجه دوم اهميت (درست بعد از اوراق قرضه) قرار خواهد گرفت. واحدهاي انتفاعي مي توانند از طريق صدور و فروش سهام عادي به سرمايه

دیدگاهتان را بنویسید