دانلود پروژه رشته روانشناسی در مورد شاد بودن – قسمت اول

در تحلیل رفتار، ساختار شخصیت را به 3 بخش تقسیم می كنند (كودك، بالغ، والد). این نظریه تكامل یافته نظریه فروید می باشد. كودك به مفهوم خردسالی نیست. آن قسمت از ساختار شخصیت ما می باشد كه دنبال احساسات، عواطف، شادی، شادمانی و خشم می باشد.(البته شادی و خشم ذاتی نه اكتسابی) و در حقیقت بخش كودك در شخصیت ماست كه شادی آفرین می باشد و اصولاً این امر بستگی به سن ندارد. دقیقاً! یك مرد و یا زن مسن 70 یا 80 ساله هم با فعال بودن بخش كودك وجودش می تواند شاد بوده و احساس شادمانی كند. وقتی كسی كودك درونش فعال نیست، این فرد به صورت دلمرده و غمگین می باشد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

ما خیلی از آدم ها را می بینیم كه به دنبال ارزش ها و تعصبات خود هستند و كودك درون خود را طرد كرده اند. یعنی این آدم ها نیز كودك درون دارند اما با پیروی از تعصبات خشك، این بخش از شخصیت آنها غیر فعال شده و كودك درون آنها افسرده می باشد. مثلاً وقتی فرد مسنی را می بینیم كه در مراسمی مانند چهارشنبه سوری با شادی فراوان از روی آتش می پرد، این حركت در حقیقت ناشی از فعال بودن كودك درون اوست كه تولید شادی می كند. یا مثلاً پدربزرگ یا مادر بزرگی كه با شادی فراوان با نوه كوچك خود بازی می كند، این دقیقاً بازتاب حضور كودك درون اوست. پس ما بایستی شادی ها را در بخش كودك درون خود، پیدا كنیم.

به نظر شما راز خندیدن چیست؟ خنده واقعی چه می تواند باشد؟

ما یك خنده ذاتی یا خنده درونی داریم و یك خنده مصنوعی یا اكتسابی. خنده درونی مربوط به كودك درون ما می گردد. ما زمانی كه عمیقاً نسبت به یك مسئله ای شاد شویم، شروع می كنیم به خندیدن. كما این كه عكس این قضیه نیز صادق می باشد. وقتی كه ما غمگین می شویم، شروع به گریستن می كنیم. پس این هیجانات به واقع مكمل شخصیت ما هستند. خنده درونی (خنده واقعی)، بخشی از عملكرد شادی كودك درون ماست. مگر این كه ما بخواهیم لبخند اكتسابی بزنیم. لبخند اكتسابی لبخندی می باشد كه مثلاً من در عین ناراحتی با ورود یك شخص تازه وارد به محیط، لبخند می زنم و کوشش می كنم خودم را شاد نشان دهم كه از آمدن او خوشحال شده ام. اما اگر بخواهید خنده واقعی را ببینید، بایستی به سراغ كودكان بروید ، بازی ها و ارتباط هایی كه با هم دارند و خنده هایی كه از ته دل سر می دهند. در حقیقت خندیدن ، نوعی ابراز هیجان و شادمانی می باشد.

طرز تفكر چقدر می تواند در شاد بودن افراد دخیل باشد؟

ما تفكر را از بخش كودك خارج می كنیم و به بالغ ربط می دهیم. زمانی هم كه ما كار درمانی انجام می دهیم كاری می كنیم كه بالغ مجری رفتار كودك درون باشد نه مسلط بر آن. مسئله ای نیز در مورد تفكر مثبت و منفی هست. ما اگر تفكر مثبت داشته باشیم، مطمئناً این تفكر می تواند در شادی و شادمانی ما تأثیر گذار باشد و متقابلاً تفكر منفی نیز شادی را دور می كند. من این نظریه را رد می كنم كه ما بایستی بسته به خوشبین یا بدبین بودنمان، همیشه نیمه پر یا خالی لیوان را ببینیم، بلكه ما بایستی واقع بین باشیم. در این صورت، می توانیم عملكردی متعادل و درست داشته باشیم. ما اگر فقط مثبت گرای صرف بوده و جنبه های منفی خود را نبینیم، آن هنگام شادمانی ما نیز شادی واقعی نبوده، بلكه نوعی شادی اكتسابی می باشد. شاید این موضوع را شنیده باشید كه گاهی اوقات توصیه می كنند، جلوی آینه بایستید و به زیبایی ها و سلامتی خود توجه كنید. من این موضوع را نیز رد می كنم؛ چرا كه ما در این حالت فقط مشغول تجزیه و تحلیل ظاهر خود هستیم. آدمی كه ظاهر بسیار خوبی دارد، ممكن می باشد درون آشفته و ناآرامی داشته باشد. پس این شعار نمی تواند مؤثر باشد، زیرا درون بشر ها ممكن می باشد هر یك از حالات شادی یا غم را داشته باشد. ضمن این كه اندوه و شادی دقیقاً دو روی سكه هستند و هر دو آنها لازمه زندگی اند. فرضاً اگر ما عزیزی ر ا از دست می دهیم نمی توانیم غمگین بودن خود را ابراز نكرده و بگوییم این اتفاقی می باشد كه افتاده می باشد! بایستی فراموشش كنیم! اصلاً این ایده درست نیست.

شادی و اندوه بایستی هر كدام جای خود را داشته باشند. وقتی ما واقع بین باشیم، تصورات و خواسته هایمان به تعادل می رسد.

در اینجا بایستی مطلب مهمی را خاطر نشان كنم. بعضی می گویند شادی بشر در گروی خوشبختی اوست. حال بایستی گفت: خوشبختی چیست؟ هركس تعریف خاص خودش را بازگو می كند. مثلاً در كارگاه هایی كه برای شناخت بیشتر از شخصیت فرد تشكیل می دهیم از او می خواهیم تا آرزوهایش را بنویسد. خیلی از این آرزوهایی كه ذكر می كند، بسیار دور و دست نیافتنی هستند. ساده ترین تعریف خوشبختی این می باشد كه خواسته های ما، تعادل و میزانی با امكاناتمان داشته باشد. یعنی اگر من خواسته ای دست نیافتنی داشته باشم، آدم خوشبختی نخواهم بود و اگر خوشبخت نباشم، شاد نیستم. پس اگر خواسته هایم با امكاناتم متناسب باشد خوشبخت و شاد هستم. در حقیقت ما اگر واقع بین باشیم، به سراغ رؤیاهای بزرگ و خواسته های ایده آل و دست نیافتنی نمی رویم.

لازمه شاد بودن چیست؟

من لازمه شاد بودن را ایجاد تعادل در زندگی می دانم. كسی كه زندگی متعادلی دارد چه از نظر مالی و چه از نظر روانی، در نهایت می تواند آدم شادی نیز باشد. هركسی برای شاد بودن آستانه ای دارد. ممكن می باشد عاملی باعث شادی من گردد اما شما را شاد نكند. ممكن می باشد عاملی شما را اندوهگین كند اما باعث شادی من گردد. این نوع شادی، شادی كاذب می باشد.شادی واقعی آن نوع شادی می باشد كه مكان و زمان در آن تأثیری نداشته باشد و بهترین مثالی كه می تواند نشان دهنده این نوع شادی باشد، ارتباط شادمانه كودكان با یكدیگر می باشد. نوعی شادی كه توأم با خلاقیت می باشد.

كودكان به محض این كه زیر پوشش تربیت والدین قرار گرفته و والد درونشان شكل می گیرد، حالا ارزش ها، تعصبات، اعتقادات، فرهنگ، سنت، ملیت، تمامی این موارد بر شادی و ابراز آن تأثیر می گذارد. در حقیقت شادی برای كودك در چارچوب خاصی تعریف می گردد و شادمانی خارج از این چارچوب سبب ایجاد حس گناه در او می گردد. والدین برای این كه كودك را در چارچوب ارزش ها و اعتقادات خودشان نگه دارند، با تنبیه كودك، احساس گناه را در او به وجود می آورند. یا حتی بدتر از این قضیه، به كودك گفته می گردد، اگر تو بخندی و پدرت را از خواب بیدار كنی، خدا از تو ناراحت می گردد!

اگر این طور نباشد، كودك درون افراد در میان تعصبات، ارزش ها و اعتقادات (بعد والد وجودی)، حبس می گردد. هر قدر بعد ارزشی منفی (تعصبات و…) پر رنگ تر گردد، شادی كودك نیز كم رنگ تر می گردد. در حقیقت مجموعه تعصبات، باورها و بعضی ارزش ها عاملی می گردد برای كنترل رفتار فرد. “والد كنترل گر” به ما می گوید كه كدامیك از كارهایمان خوب یا بد می باشد. مثلاً وقتی كودك شروع به خندیدن می كند، ما به او می گوییم نخند! بچه ی خوب كه نمی خنده!. آلوده شدن بالغ با والد، در نظر داشتن همین ارزش ها و تعصبات می باشد. مجموعه ی این عوامل باعث می گردد شادی كودك درون ما مخفی یا كمرنگ گردد. چه اشكالی دارد، شادی هایی را در محیط خانواده ایجاد كنیم.

شادي چيست ؟به نقل قول از ارسطو اگر ازمردم بپرسيم عالي ترين خوبي هاي قابل دسترسي چيست ؟ خواهند گفت :« شادي» در واقع شادي بزرگترين موهبتي می باشد که داريم شادي يکي از هيجانات ما از سوگ و نااميدي تا وجد و سرخوشي را در بر مي گيرد . شادي واژه اي می باشد که شايد ما به سادگي از ان بگذريم و نسبت به آن توجهي نشان ندهيم در واقع براي شاد شدن به دنبال بهانه هاي گوناگون مي گرديم. تقرباً اکثر مردم بيشتر تمايل دارند تا در مواقع غم و ناراحتي به دوستان خود سر بزنند و از کنار مسايل شاد به راحتي مي گذرند. بيشتر زماني که مشکلي داريم با دوستانمان تماس ميگيريم و غم هايمان را باآنها قسمت ميکنيم . اماوقتي شاد هستيم سعي نمي کنيم آن را انتقال دهيم . براي شاد زيستن نبايد دنبال بهانه اي باشيم شادي در يک قدمي ماست ، با ماست و مي تواند درهر زمان تجربه گردد متأسفانه اکثر مردم هميشه براي ناراحتي و غصه هاي خود دليلي مي آورند تا شاد نباشند ، آيا امکان پذير می باشد که زندگي ، بدون شکل باشد پس بهتر نيست که هر مشکلي رابه نوعي ديگر بنگريم

شادي به نظر مردم عايد مترادف با لذت ودر سطح بالاتر و زا نظر خواص معادل عملکرد خوب می باشد . روان شناسان ، درصدد هستند تا علل شادي و فرآيند هايي را که باعث شادي مي شوند ، پيدا کنند ، تا بتوانند راه هايي را براي بهبود شادي بيابند. آنها دريافته اند افرادي که عزت نفس ، احساس کنترل ، خوش بيني و هدفمندي بيشتري دارند از افراد ديگر شادترند. يکي از رايج ترين روش هايي که افراد شادي را با آن تعريف مي کنند ، لذت بردن می باشد . افراد ، شادي را با لذت بردن ، رضايت مندي از زندگي و نداشتن احساس منفي ، تعريف مي کنند . لذت جنبه هيجاني شادي می باشد و رضايت مندي جنبه شناختي ان می باشد

هيجانات دو دسته اند ، هيجانات منفي ( مثل چشم ، اضطراب ، افسردگي ) و هيجانات مثبت ( مثل لذت ،آرامش ، اعتماد به نفس ) . لذت بردن را مي توان در لحظات خوشي افراد نظاره نمود که نمود آن خنده می باشد و بيشتر آني و موقت مي باشد. آرامش را مي توان در حالتي از استراحت و آرميدگي يافت و بهترين روش مورد بهره گیری آن تماشاي تلويزيون می باشد

ابراز هيجانات

ما هيجانات خود را فقط از طريق کلمات ابراز نمي کنيم . علايم غير کاملي ( مثل : ابراز چهره اي ، ژست ، وضعيت بدن ، حرکات چشم و تن صدا ) نيز بسيار آگاهي دهنده هستند . مکان اصلي ابراز هيجانات صورت می باشد که مي تواند شماري از هيجانات را ابراز کند شاخص هاي غير کلامي مرتبط با شادي ، لبخند زدن ، وضعيت بدني باز و غير دفاعي ، خوش بيني توأم با بشاش بودن صدا می باشد که تقريباً در اکثر فرهنگ ها به صورت مشترک هست

در واقع ما قادر به کنترل مؤلفه هاي کلامي رفتار خود هستيم اما نمي توانيم مؤلفه هاي غير کلامي رفتار خود را پنهان کنيم. گاهي نيز آگاهانه ، بيانات چهره اي ما خلاف احساس می باشد دروني ماست . براي مثال دو رقيب در يک مسابقه ورزشي گاهي به هم لبخند مي زنند ، گاهي زماني که ضربه مي خورند و گاهي زماني مي بازنند ، اما مطمئنا اين لبخند نشان دهنده احساس واقعي آنها نيست ، و احساس آنها پنهان مانده می باشد

لبخند زنان در مقايسه با لبخند مردان ، بيشتر احتمال دارد که احساسات واقعي آنها را بپوشاند . به گونه سنتي ، تأثیر اجتماع زنان با سلطه پذيري و عطوفت بيشتري همراه مي باشد. و بنابراين لبخند جزء جدايي ناپذير شيوه رفتار زنان بوده می باشد .در يک بررسي مشخص گرديد که لبخند پدر در مقايسه با لبخند مادر اطلاع دهنده تر می باشد وقتي پدر به فرزند خود لبخند مي زند ، در مقايسه با وقتي که لبخند نمي زند ، معمولاً مهربانتر و تأييد کننده تر می باشد تعجب آور اينکه مادراني که به فرزندان شان لبخند نمي زنند بيشتر احتمال دارد که با فرزند خويش نامهربان باشند

گاهي افرادي که بيشتر تظاهر به شادي مي کنند ، بيشتر احتمال دارد که دچار غم و اندوه باشند . در واقع اين افراد يک نقاب شادي بر صورت خود مي زنند تا درون غمگين خود را بپوشانند

چه کساني شادترند ؟

اصولاً مردم را مي توان به دو طبقه کلي تقسيم نمود : خوش بين ها و بدبين ها . به نظر خوش بين ها ليوان تا نيمه پر می باشد و به نظر بدبين ها ليوان تا نيمه خالي اسا . البته شادي بستگي به موقعيت نيز دارد گاهي در محيط خانه شاديم ولي در محيط کار به دليل معضلات کاري غمگين هستيم

در بررسي هاي متفاوت بر روي افراد ، استنتاج گردید که مردم بيشترين منابع لذت را در فهرست زير مي يابند

– خوردن

– فعاليت هاي اجتماعي و ارتباط جنسي

– ورزش

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

– موفقيت و تأييد اجتماعي

– بهره گیری از مهارت ها

– موسيقي ، هنر ومذهب

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

– محيط و آب و هوا

– آرامش و استراحت

در اکثر مواقع، چند عامل با هم موجب لذت فرد مي شوند

دیدگاهتان را بنویسید