پایان نامه ارشد درمورد بهبود مستمر، رفتار انسان، عملکرد کارکنان

گزيني آغاز شده و به شايسته پروري و شايسته پردازي ختم مي شود و اين روند پيوسته در حال تحول است (احمدي، 1380).
به طور کلي اهميت و ضرورت تعيين اصول شايسته سالاري براي استقرار نظام شايسته سالار را ميتوان در مزايايي که دارد جستجو نمود که از جمله آنها: افزايش اثر بخشي فرد و سازمان، ارتقاي رضايت شغلي، احساس تعلق کارکنان به سازمان، ايجاد انگيزه تلاش بيشتر، بهبود و ارتقاي سطح عملکرد، شناخت و پرورش و بکارگيري درست استعدادها، بهره وري فرد، بهره وري سازمان و درنهايت بهره وري جامعه و بقا و توسعه سازمان است. (لاريمي، 1390)
شايسته سالاري بعنوان يك فرايند، تلفيقي از فرآيندهاي شايسته خواهي، شايسته شناسي،
شايسته سنجي، شايسته گزيني، شايسته گيري، شايسته گماري، شايسته داري، شايسته پروري و در نهايت شايسته پردازي مي باشد. كه كل اين مراحل را مي توان در سه مرحله شايسته گزيني،
شايسته پروري و شايسته داري خلاصه كرد.
شايسته گزيني اين مرحله داراي دو بخش است. بخش اول مربوط است به ارزيابي و تحليل نتايج مرحله قبل و بخش دوم مربوط است به تخصيص شايستگان به جايگاه در خور خود. دراين مرحله بر اساس تحقيقات علمي وضعيت ايده آل و ضد ايده آل ترسيم شده و بر آن اساس وضعيت افراد شايسته در جايگاه خويش تعيين مي شود. (سازمان مديريت و برنامه 1382: 63)
شايسته پروري اكتفا نكردن به وضعيت فعلي و فراهم نمودن زمينه هاي پرورش براي مديران بالفعل و بالقوه از طريق بكارگيري روش هاي مختلف آموزش و بهسازي مديريت، آنها را به بينش عميق تر، آگاهي و دانش وسيع تر و مهارت كاربردي تر سوق داده و زمينه پذيرش مسئوليت هاي سنگين تر و بهره وري بالاتر آنها را فراهم خواهد نمود. شعار اين مرحله مي تواند بهبود مستمر، و امروز بهتر از ديروز، و فردا بهتر از امروز شدن باشد. (سازمان مديريت و برنامه 1382: 63)
شايسته داري حفظ شايستگان داراي اهميت بسيار بيشتر از جذب ايشان است. همانطور كه از دست دادن دوستان نشانه ناتواني و ضعف انسان مي باشد. در اين مرحله تمهيدات لازم براي رشد وتوسعه و بهبود مستمر مديران فراهم مي شود، حمايت از شايستگان انتخاب شده، رعايت عدالت و پشتيباني مادي و معنوي از آنها از انتقال آنها به سازمان هاي ديگر و يا جوامع ديگر جلوگيري خواهد كرد. (سازمان مديريت و برنامه 1382: 63)
بعضي از محققين از جمله دکتر رئوف رابطي با توجه به تعريفي که از شايسته سالاري نموده
شايسته سالاري عبارت است از قرار گرفتن افراد مناسب در جايگاه هاي مناسب، ارزشيابي مستمر کارکنان و جابجايي يا تثبيت آنها بر اساس نتايج ارزشيابي- فرآيند شايسته سالاري را 3 صورت تقسيم بندي نموده است:
انتخاب: هر سازماني براي پيشبرد هدف هاي سازماني خود بهترين و شايسته ترين افراد را به سازمان جذب مي کند و تلاش مي کند در حفظ و نگهداري آن از روش هاي علمي استفاده نمايد. انتخاب و جذب افراد به سازمان مي بايد با روش هاي خاص و با دقت انجام شود تا شايسته ترين افراد به کار گرفته شوند. انتخاب کنندگان که مسئوليت انتخاب را به عهده دارند نه فقط بايد از چگونگي ماهيت صفات لازم براي شخصي که مي خواهد انتخاب شود آگاه باشند بلکه مي بايد بدانند که چگونه متقاضيان را ارزيابي کنند.
آنچه که در فرآيند انتخاب کارکنان روي مي دهد عبارت است از: تعيين شرايط احراز هر شغل تعيين ميزان نياز به نيروي کار تطبيق داوطلبان با شرايط احراز و گزينش مناسب ترين افراد با تطبيق
ويژگي هاي فرد با شرايط احراز هر شغل. اگر فرآيند انتخاب به نحو صحيح به انجام برسد، انتظار
مي رود افراد شايسته در جايگاه هاي مناسب قرار داده مي شوند.
ارزشيابي: به دنبال انتخاب، صحيح کارکنان و قرار دادن آنها در جايگاه هاي مناسب مي بايد عملکردهاي آنها مورد ارزشيابي قرار گيرد. ارزشيابي, عبارت است از: سنجش سيستماتيک و منظم کار افراد در رابطه با نحوه انجام وظيفه آنها در مشاغل محوله و تعيين پتانسيل موجود در آنها جهت رشد و بهبود.
جابجايي و يا تثبيت کارکنان: بر اساس نتايج ارزشيابي کارکنان مي توان در ارتباط با جايگاه مناسب آنها در سازمان به نحو صحيح تصميم گيري کرد. ارزشيابي عملکرد کارکنان در يک دوره زماني مشخص ميزان موفقيت يا عدم موفقيت آنها را در انجام وظايف محوله نشان مي دهد و بر اساس اين ارزشيابي مي توان کارکنان را در جايگاه شغلي خود تثبيت، ارتقا يا تنزل داد.(رابطي 1380)

شايسته سالاري اداري داراي 3 محور است:
قانون (آيين ورود به خدمت): به اين معنا كه ورود به خدمت بر اساس امتحان و مسابقه به صورت عادلانه و برابر انجام شود و قانون‌گرايي مبنا قرار گيرد به اين نكته بايد توجه داشت كه
شايسته سالاري در كشوري قابل تصور است كه تابع قانون باشد. بنابراين شرط اساسي شكل‌گيري، تداوم و تكامل نظام شايسته‌ سالاري حاكميت قانون و قانون‌ گرايي است. البته اين قانونمندي و مشروعيت بايد از مردم سرچشمه گيرد. شايسته‌ سالاري در جوامع داراي فرهنگ دموكراتيك و جوامعي كه در آن قانونمندي هنجار شده، قابل نهادينه شدن است.
عدالت: افراد بايد در شرايط و فرصت‌هاي برابر قرار گيرند و داراي صلاحيت و توانايي براي شركت در مسابقه باشند. اين نكته قابل ذكر است كه وظيفه صندوق استخدامي دولت اين نيست كه به ايجاد عدالت در سطح جامعه بپردازد و استخدام كشوري وسيله‌اي براي جبران نابرابري‌ ها در بخش‌هاي ديگر مثل آموزش نيست و نمي‌توان افراد ناتوان و بيسواد را به اين دليل كه محروم بوده‌اند و شرايط كافي را براي توانمند شدن نداشته‌اند، استخدام كرد.
البته دولت بايد شرايط برابر تحصيلي را براي افراد، بخصوص محرومان فراهم كند. در نظام اداري كساني بايد وارد شوند كه توانمند باشند، چرا كه اين نظام شبيه بازاري است كه هر چه فرد باهوش‌تر و كوشاتر باشد، به تبع آن از مزايا و منافع بيشتري بهره‌مند خواهد شد. بنابراين فرد با تكيه بر مهارت و آگاهي‌هاي خود به مزايا، منافع و مشوق‌هاي بيشتري دست مي‌يابد كه احساس رضايتمندي را در وي افزايش مي‌دهد.
كشورهاي سوسياليستي و كمونيست‌ها، نظام اداري را وسيله‌اي براي ايجاد عدالت اجتماعي مي‌دانند كه اين امر مخرب نظام اداري است. اين نكته نيز قابل ذكر است كه منظور از برابري و عدالت اين نيست كه همه را به طور يكسان مورد ارزيابي قرار داد.
كارآيي: كساني كه وارد نظام اداري مي‌شوند بايد داراي ويژگي‌هاي خاص و متمايز از افراد عادي باشند تا كارآيي نظام اداري تضمين شود، مثلا كساني كه مي‌خواهند وارد خدمت دولت شوند بايد مدرك ديپلم داشته باشند. حتي افراد محروم نيز بايد هنگام ورود به خدمات دولتي حداقل شرايط لازم را داشته باشند تا موجب ناكارآمدي نظام اداري نشود. بايد شرايطي فراهم شود كه بهترين و توانمندترين افراد كارآمد در مسابقات استخدام كشور شركت كنند تا كارآيي نظام اداري حفظ شود.
نظام اداري بارزترين پديده در عرصه اداره عمومي جامعه پيشرفته است كه پيدايش آن در نتيجه تخصصي شدن امور و قبول اصل استمرار خدمات عمومي در جريان جذب و به كارگيري نيروي انساني است. اين نظام صرفا به عمليات استخدام و ورود به خدمت دولتي نمي‌پردازد بلكه كليه جريان امور اداري و استخدامي را از ورود با بازنشستگي و حتي پس از آن را در بر مي‌گيرد.
شايسته‏ سالاري از جمله عواملي است که موجب شکوفايي، وفاداري و تعهد کارکنان به کار و سازمان مي‏شود. استقرار شايسته‏ سالاري پديده و فرآيند ساده‏اي نيست، بلکه مجموعه‏اي‏ پيچيده از ساز و کارهايي است که طي يک فرآيند بلندمدت و منطقي بايستي در سازمان استقرار يابد و لازمه آن فراهم آوردن زير بناهاي مربوطه از نظر ساختاري، نگرشي، قانون و سازماني‏ است.
ايجاد انگيزه، تحرک و پويايي در نيروي انساني مستلزم درک و شناخت منابع انساني و فراهم‏ آوردن محيط مناسب براي آنهاست. اگرچه بر اساس پاره‏اي از ديدگاه‏هاي مطرح شده در مورد انسانها درک رفتار انسان بسيار دشوار و مشکل است اما مطالعات و تحقيقات رفتاري در اين‏ زمينه توانسته است ابعاد زيادي از پيچيدگي‏هاي رفتار انسان را روشن نمايد. امروزه يکي از مهارت‏هاي لازم براي اعمال مديريت در سازمان ها در هر سطح و رده‏اي، توانايي درک، تحليل و پيش‏بيني رفتار افراد است و براساس همين مهارت‏ها و شناخت بدست آمده است که مي‏توان‏ منابع انساني را برانگيخته نمود. يکي از مهمترين عوامل در ايجاد انگيزه و پويايي در کارکنان، استقرار آنها در جايگاه مناسب است. جايگاهي که مي‏توانند قابليت‏ها و توانمندي‏هاي خود را به‏ منصه ظهور برسانند و در عين حال امکان رشد و تعالي خود و سازمان را بوجود آورند و اين مهم‏ زمان عملي خواهد شد که شايسته‏سالاري در سازمان ها تحقق يابد. در واقع اگر افراد بطور صحيح در جايگاه هاي مناسب قرار داده شوند با موفقيت در کار و دريافت پاداش احساس‏ رضامندي خواهند کرد و رضامندي در محيط کار منجر به انگيزه کار و تلاش بيشتر مي‏شود (رابطي،1380؛39).

1-1-2-2 ضرورت‏هاي شايسته سالاري
نبود شايسته سالاري در جامعه، اتلاف استعدادهاي بالقوه‏ و به تبع آن کاهش کارايي در بخش‏هاي مختلف را به دنبال دارد. شايسته سالاري به حذف افراد ناکارآمد در راستاي رضايت ‏مشتريان منجر شده و نبود شايسته سالاري مي‏تواند به حذف و يا فرار شايستگان و نارضايتي مشتريان منجر شود. بديعي است‏ که موضوع شايسته سالاري براي مشاغل حساس، از اهميت ‏بيشتري برخوردار است. (ابطحي، عبد صبور،1389؛141).

2-1-2-2 مباني و اصول شايسته سالاري
پايه و اساس شايسته سالاري رعايت عدالت اجتماعي11‏ در راستاي پرورش استعدادها است.
شايسته ‏سالاري يک موقعيت اجتماعي است که به وسيله برتري‏هاي‏ علمي و نه به وسيله اصل و نصب و نور چشمي بودن حاصل‏مي‏شود. امروزه شايسته سالاري در انديشه‏هاي اخلاقي و سياسي مطرح شده و رعايت آن ارتقاء کارايي را به دنبال دارد. لذا شناسايي افراد شايسته بايد بر اساس تلاش و توانايي‏12 آنها صورت گيرد.
يکي از اصول زير بنايي شايسته سالاري، اصل برابري در فرصت‏ها است. بر مبناي اين اصل در يک جامعه، افراد مختلف‏ بايد از شانس مساوي در دستيابي به فرصت‏ها برخوردار باشند و استفاده يا عدم استفاده از فرصت‏ها بايد به موفقيت يا عدم‏ موفقيت آنها منجر شود.
اصل دومي که از اصول زير بنايي شايسته سالاري محسوب‏ مي شود، اصل برابري ارزش افراد است. بر مبناي اين اصل، ارزش افراد به صورت فطري يکسان بوده و معيارهايي مانند اصل و نسب نمي‏توانند به عنوان معيار شايستگي قرار گيرند. (ابطحي، عبد صبور،1389؛122).

3-1-2-2 محدوديت‏هاي شايسته سالاري
رعايت اصول شايسته سالاري به راحتي امکانپذير نيست، خصوصا هنگامي که قضيه دوستان و خويشاوندان، مطرح ‏مي‏شود. يکي از محدوديت‏هاي مربوط به شايسته سالاري، موضوع اندازه‏گيري معيارهاي آن مانند بهره هوشي، دانش و تجربه است. آيا چنين معيارهايي را مي‏توان به درستي اندازه‏گيري نمود و نتيجه اندازه‏گيري را با اطمينان کامل مي‏توان ‏پذيرفت و راي قاطع در خصوص شايستگي و با عدم آن، صادر کرد؟ ممکن است توجه بيش از حد به شايسته سالاري، انگيزهء توافق ظاهري و همرنگ جماعت شدن13 را در کارکنان ايجاد نمايد. بدين ترتيب، برخي از کارکنان به عوام‏ فريبي متوسل شده و رفتارهايي را بروز مي‏دهند که آنها را در زمرهء شايستگان معرفي نمايد. مسلماً، بين افراد حرفه‏اي و کساني که از قبل حرفه، زندگي خود را اداره مي‏کنند، تفاوت‏هايي وجود دارد.
شايسته سالاري يک سيستم اجتماعي بر پايه شايستگي‏ شخصي افراد است که مي‏تواند کارايي بيشتر را به دنبال داشته ‏باشد. نتيجه ي مثبت چنين سيستمي، پرورش استعدادها بوده و پيامد منفي آن تعارض بين افراد است، زيرا براي بسياري از کارکنان

دیدگاهتان را بنویسید