پایان نامه درباره دفاع مقدس، رفتار سیاسی، دوران دفاع مقدس

نگرفته است. شواهد بسیاری در تناقض و یا تضاد با چنین نظری مورد تأیید قرار گرفته‌اند و بر اساس پژوهش‌های بسیاری نیز رابطه مستقیمی بین جنسیت و گرایش سیاسی مشاهده نشده و یا دست کم به تفاوت قابل ملاحظه‌ای دیده نشده است.یکی دیگر از الگوهای رفتار سیاسی زنان که در نتیجه پژوهش‌ها مورد تأکید قرار گرفته سنت‌گرایی زنان در سیاست است؛ به این معنا که وفاداری نسبت به احزابی که به طور سنتی در قدرت بوده‌اند (چپ یا راست) و در نتیجه ثبات و تداوم در شیوه رأی دادن در بین زنان بسیار رایج‌تر بوده است و برای زنان، نوسان در عقاید سیاسی در مجموع ناخوشایندتر است تا برای مردان. با این حال در این زمینه نیز پژوهش‌های زیادی چنین نظری را نقض کرده‌اند و یا نتایجی در نقطه مقابل آن گرفته‌اند. برخی پژوهش‌ها از سرسری بودن و بی‌ثباتی زنان در گرایش‌های حزبی سخن گفته‌اند و این که زنان زودتر و راحت‌تر از مردها حزب خود را عوض می‌کنند. پژوهش‌های دیگری نیز هیچ گونه ارتباط معناداری بین جنسیت و تغییر گرایش حزبی نیافته‌اند.سیاست‌گریزی زنان از دیگر الگوهای رفتار سیاسی زنان است که بر مبنای پژوهش‌ها نتیجه گرفته شده است. میزان مشارکت زنان در انتخابات کم‌تر از مردها است و زنان در پژوهش‌های بسیاری اعلام کرده‌اند که سیاست به زندگی آن‌ها بی‌ارتباط است. به نظر می‌رسد گرایش اصلی پژوهش‌های موجود در این خصوص در جهت اثبات این نکته کلی است که زنان موجودات سیاسی نیستند و بیشتر به مسائل شخصی و خصوصی و یا اجتماعی علاقمندند. این پژوهش‌ها استدلال کرده‌اند که زنان کم‌تر از مردها سیاسی شده‌اند و زنان به سیاست دیدگاهی بیشتر اخلاق‌گرایانه دارند تا واقع‌بینانه و سیاست به معنای تعقیب منافع شخصی از طریق رقابت و ستیزه، مشغله‌ای مردانه تلقی می‌شود و زنان بر خلاف مردان به انگیزه‌های اخلاقی رأی می‌دهند و نه از روی نفع‌جویی و جاه‌طلبی. سایر الگوهای رفتار سیاسی زنان یعنی سنت‌گرایی و محافظه‌کاری زنان و پیروی از شوهران نیز در راستای همین تفکر کلی است.  با این حال به نظر می‌رسد چنین نظراتی نیز بر اساس پژوهش‌های محدودی بنا نهاده شده است و از قطعیت لازم برخوردار نیست.به طور کلی به نظر می‌رسد باورهای عمومی درباره رفتارها و گرایش‌ها سیاسی زنان از قطعیت چندانی برخوردار نیستند و پژوهش‌های مؤید چنین باورهایی نیز به دلایلی از جمله جانب‌داری در تحقیق و یا عدم توجه به جوانب مختف مسئله و ریشه‌یابی دلایل، از دقت کافی برخوردار نیستند. با این حال چنین نظراتی بعضاً ریشه در واقعیات اجتماعی دارد؛ علاقه کم‌تر زنان به امور سیاسی، سطح دانش سیاسی پایین‌تر و مشارکت کم‌تر در وجوه مختلف زندگی سیاسی نسبت به مردان از جمله واقعیات رفتار سیاسی زنان است که در نتیجه پژوهش‌ها به دست آمده است. بررسی و ریشه‌یابی این مسئله از دو منظر حائز اهمیت ویژه است. یکی جستجو در نوع و شیوه جامعه‌پذیری و تعلیم و تربیت زنان که اغلب این علت مورد تأکید و توجه بوده است. اما منظر دوم که گاه تا حدی مغفول واقع شده و تا حدی نادیده گرفته شده است ساخت قدرت سیاسی و نحوه سازمان‌دهی آن در غیر سیاسی کردن زنان بوده است(بشیریه،1385).
مفهوم مشاركت سياسي
قبل از بررسي وضعيت مشاركت زنان ايراني در صحنه سياست در ادوار مختلف ، ضروري است اجزاي تشكيل دهنده مشاركت سياسي يعني سياست ، مشاركت ، مشاركت سياسي ، ابعاد و انواع آن بررسي شود‌ ، سپس نحوه مشاركت سياسي زنان را بر اساس تعاريف و ابعاد فوق در برهه هاي مختلف زماني ، قبل و بعد از انقلاب اسلامي در ايران مورد بررسي قرار دهيم.
سياست معادل پولیتیک3 در زبان فرانسه است. اين كلمه برگرفته از واژة لاتين4 به معناي هنر و عمل حكومت در كشور بوده است. «دهخدا» سياست را عبارت از پاس داشتن ملك ، حكم راندن بر رعيت ،‌ تدبير و دورانديشي مي داند. در فرهنگ عميد، لغت مشاركت به معناي شركت كردن با هم ، با يكديگر شريك شدن ، سهم داشتن در كاري یا چيزي و حضور پيدا كردن در گروهي براي امري مي باشد.
بر اساس تعريف «آلن پيرفت» مشاركت ، مورد مشورت قرار دادن قبل از تصميم گيري است به نحوي كه اظهار نظر شخصي و اعمال مراقبت در جريان اجراي اين تصميم و تحول و نتايج آن امكان داشــته باشـد. بنابراين مشـاركت عبارت است از : دخالت انسان در سرنوشت خويش.در معناي خاص سياست را تدبيري مي دانند كه در اداره امور كشور و تعيين شكل و محتواي فعاليتها ، اتخاذ شده و در دو بخش داخلي و خارجي به كار گرفته مي شود.مشاركت سياسي5 عملي داوطلبانه ،‌ موفق يا ناموفق ، سازمان يافته با بدون سازمان ، دوره اي يا مستمر براي تأثير گذاشتن بر انتخاب سياستها و اداره امور عمومي ،‌ انتخاب رهبران سياسي در هر سطحي از حكومت ملي يا محلي است.با توجه به تعاريف بالا ،‌ مشاركت سياسي ،‌ عملي مشاهده شدني است كه به طور داوطلبانه صورت مي گيرد و براي شهروندان اين حق را قائل مي شود كه رهبران سياسي را انتخاب كنند ، بر فرآيند تصميم گيري ملي و محلي تأثير بگذارند، در امور محله ،‌ شهر و يا روستاي خود شركت كنند و به صورت مستقيم و غير مستقيم در شكل دادن به حيات سياسي و اجتماعي خود سهيم شوند.مشاركت سياسي را از ابعاد مختلف مي توان طبقه بندي كرد : مشاركت سياسي فعالانه ؛‌ نظير : حضور تشكلها ؛‌ موضع گيريها ؛ اظهار نظر در مطبوعات و … مشاركت منفعلانه نظير : حضور در پاي صندوقهاي رأي گيري است(ایوبی،1377).

مشاركت سياسي در دو سطح
قابل طبقه بندي است‌‌
مشاركت در سطح توده ‌؛ نظير : شركت در انجمنها و احزاب سياسي ؛ شركت در تجربه هاي اجتماعي نظير جنگ و … و مشاركت در سطح نخبگان كه معمولاً ، در حيطة افرادي با تحصيلات عالي ، آگاه ، متخصص ، با علاقه و داراي تعهد اجتماعي قرار مي گيرد ، نظير : نمايندگي مجلس ؛ شركت در مجريه سياسي ؛ شركت در خدمات اداري به ويژه در وزارتخانه هايي كه به نحوي با سياست در ارتباط هستند.
نمودها و شاخصهاي مشاركت سياسي در جوامع مختلف ،‌ متفاوت است. در جامعه ما مشاركت سياسي نمودهاي گوناگوني دارد كه موارد زير را مي توان از جمله آنها برشمرد :
شركت در مبارزات انتخاباتي ملي و محلي يا جلسات استراتژيك (راهبردي) ؛ فعاليت براي يك نامزد انتخاباتي يا يك حزب سياسي در طول انتخابات ؛ تماس با دستگاههاي حكومتي ملي و محلي ؛‌ شركت در جلسات و مبارزات سياسي ؛ عضويت فعال در يك حزب سياسي يا نامزد انتخاباتي ؛ تماس با يك مقام عمومي يا رهبر سياسي ؛ نصب يك آرم يا آگهي ؛ سعي در متقاعد كردن ديگران براي رأي دادن به فرد خاص ؛ پيش قدم بودن در بحثهاي سياسي ؛‌ رأي دادن و خود را در معرض خطر محركهاي سياسي قرار دادن.مفهوم صحيح مشاركت سياسي زنان آن است كه حق ورود به حوزة قدرت سياسي در همة سطوح براي زنان نيز مانند مردان به رسميت شناخته شودو آنها نيز بتوانند داوطلبانه و بدون واهمه از موانع سليقه اي و نگرشي ،‌ همتاي مردان در عرصه رقابتهاي سياسي حضور يابند(نوری،1376).
مشاركت سياسي زنان در تاريخ معاصر
الف) پيش از انقلاب
در زمان قاجار به طور مستقيم و غير مستقيم وظايفي را در عرصة سياست به عهده داشتند. البته زنان در سراسر كشور از موقعيت يكساني برخوردار نبودند و بر حسب عرف ، عادات و سنن محلي ، موقعيتهاي متفاوتي داشتند. ولي فعاليت اكثر آنها محدود به بچه داري ، خانه داري ، كشاورزي و نساجي بود. ارتباط با كشورهاي خارجي در اين دوران سبب دگرگوني در ساختار زندگي زنان پايتخت و شهرهاي بزرگ شد و آموزش دختران نيز مورد توجه قرار گرفت. در اين برهه از تاريخ ، زنان ايراني در دفاع از وطن و مخالفت با زورگويان نقش عمده اي داشتند ؛ مثلاً ، در جنبش مردم تهران – در دفاع از زنان گرجي مســلمان شده ، كه سـفير روس ، با سوء اسـتفاده از مواد معاهده تركمنجاي ، مي خواسـت آنها را از همسر و فرزندانشان جدا كرده ، از دين اسلام برگرداند- شركت جستند. همچين در تظاهرات مردم تهران در دفاع از اميركبير ، شركت در جنبش تحريم تنباكو ، دفاع از هرات ، قيام تنگستانيها و … نيز به طور جدي و فعال شركت داشتند.در سالهاي نزديك به انقلاب مشروطيت ، حركت و جنبشي در بين زنان به وجود آمد و موجب آغاز فعاليتهاي سياسي و اجتماعي شد.در سال 1342 زنان حق رأي به دست آوردند و تا پايان اين سال ، از 197 نماينده مجلس شوراي ملي ، شش نفر زن انتخاب شدند. اما با توجه به اين واقعيت كه بخش عمدة جمعيت را زنان تشكيل مي دادند ، ميزان مشاركت سياسي آنها ،‌ چه در سطح توده و به عنوان رأي دهنده و چه به عنوان صاحب نظران موقعيتهاي بالاي رسمي ،‌ در سطح پاييني قرار داشت(فخرایی،1376).
ب)دوران وقوع انقلاب اسلامي
در جريان وقوع انقلاب اسلامي ، كه در نهضت از درون محافل مذهبي و شبكه هاي غير رسمي نظير مجالس دعا و روضه و مساجد آغاز شد ، بانوان فعال نيز ضمن شركت در اين محافل از اخبار مربوط به حركتهاي مردمي مطلع مي شدند. زنان فهيم و مصمم ، در روند پيروزي انقلاب اسلامي ، با پخش خبرنامه ، اطلاعيه و بيانيه ، چاپ وتكثير نوار سخنراني حضرت امام (ره) و نيز ايراد سخنراني براي حركت آفريني و قيام مردم ، شركت در تظاهرات و راهپيماييها به ويژه راهپيمايي هفده شهريور (جمعه خونين) و نيز شكستن حكومت نظامي رژيم و سر دادن شعار بر بام خانه ها تا تحمل حبس ، شكنجه ، اعدام و شهادت خود يا همسر يا پسرشان و نيز ساختن سنگر ، ساخت كوكتل مولوتوف و امداد رساني به مجروحان از هيچ فعاليتي دريغ نكردند(بشیریه ،1385).
ج)دوران دفاع مقدس
با تهاجم و تجاوز دشمن به شهرهاي مرزي همچون قصر شيرين ، گيلان غرب ، دهلران ،‌ بستان ،‌ سوسنگرد ، هويزه ، خرمشهر ، آبادان … و به موازات خيزش عمومي و با حضور مردان در جبهه ها و ياري رساني به موازات خيزش عمومي و با حضور مردان در جبهه ها و ياري رساني به نيروهاي مسلح ، بانوان غيور و زنان شجاع اين شهرها ، مقاومت در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح ، بي رحم و ددمنش را بر خود فرض دانسته و در كوران حوادث و حملات ناجوانمردانه و نابرابر ، به ياري دلير مردان سپاه اسلام به پا خاسته و از بذل مال ، جان ، فرزند و همسر نيز دريغ نورزيدند و حتي به رغم مخالفت مردان ، حاضر به ترك شهر و خانه و كاشانه خويش نگشتند و سند افتخار و شكوه در صحنه بودن و مشاركت سياسي فعال را در تاريخ سراسر عزت و سربلندي دفاع مقدس براي نسلهاي آتي و حاضر به يادگار گذاشتند. به قطع و يقين مي توان اذعان كرد كه زنان شجاع ايران اسلامي ، حماسه آفرينان عرصه هاي پشتيباني و امداد جبهه هاي جنگ از قله هاي سر به فلك كشيده غرب تا سنگرهاي تفتيدة جنوب كه حضور و نقش خويش را در نهايت تعهد ، ايثار و تلاش ايفا كردند و در اين ميدان نيز همچون عرصه انقلاب سرافراز و پيروز و موفق بوده ، افتخاري بر افتخارات خويش افزودند. (بشیریه ،1385).
بانوان در اين دوران ، با كمكهاي بهداشتي ، فرهنگي ، هنري ،‌ عقيدتي ، سياسي و … به ياري هموطنان خويش مي شتافتند و براي مقابله با دشمن مشترك و دست يابي به پيروزي در سطح ملي ، با نهايت تلاش و همت و
الا جنگيدند و در عرصه هاي گوناگون مشاركت سياسي از شركت در انتخابات ، فعاليت براي نامزدهاي انتخاباتي گرفته تا عضويت فعال در تشكلهايي نظير بسيج و پشتيباني پشت جبهه ها ، حضوري فعال و چشم گير داشتند.
از سوي ديگر زنان در زمان دفاع مقدس از آگاهي و شعور سياسي بالايي برخوردار بودند به ويژه دشمن شناسي ، وحدت ملي ، حفظ اقتدار سياسي كشور و اطلاع از ترفندهاي سياسي دشمنان در بين آنان مشاهده مي گرديد. رئوس فعاليتهاي زنان در طول هشت سال دفاع مقدس كه نشانه اي محكم از مشاركت فعال سياسي آنها مي باشد ، عبارت اند از :
1- حضور مستقيم تعدادي از بانوان در خطوط مقدم جبهه ها و امداد مستقيم رزمندگان.
2- حضور پرستاران و كادر پزشكي در شهرهاي جنگي و خطوط مقدم و مداوا و درمان رزمندگان حتي اسراي جنگي.
3-رساندن مهمات و غذا به رزمندگان در خطوط پشتيباني و عقبه هاي رزمندگان.
4- تعمير تجهيزات و بازسازي وسائل و البسه ، پتو و وسايل زيستي رزمندگان در جبهه ها.
5- راه اندازي ستادهاي امداد و درمان در شهرها و بسيج

دیدگاهتان را بنویسید