منبع پایان نامه درباره عوامل خطر

اثر ضد ميکروبي عصاره گياه مرزنگوش و عصاره پوسته خارجي پسته بر هليکوباکتر پيلوري
ت در کلون ملاحظه مي‌شود.سرطانبافت لنفاوي لايه موکوزاي معده MALT كه در معده يا در بافت لنفاوي لايه موکوزاي معده تأثير مي‌گذارد نوع نادري از لنفوم غير هوچکين است که توسط لنفوسيت‌هاي B که نوعي سلول ايمني‌اند، تشکيل شده، و به‌آرامي در لايه پوشاننده معده تکثير مي‌شود. لايه پوشاننده معده، معمولاً فاقد بافت لنفي (سيستم ايمني) است، اما اين بافت تقريباً هميشه در واکنش نسبت به کولونيزه شدن لايه پوشاننده معده توسط باکتري H.پيلوري، ظاهر مي‌شود. کليه بيماراني که لنفوم دستگاه گوارش دارند بايد مشاوره ENT داشته باشند چون ?? درصد خطر توام لنفوم همزمان وجود دارد. نشانه‌هاي بسياري در مورد هليکوباکتر پيلوري در ايجاد لنفوم معده (MALT) mucosa associated lymphoma tissue وجود دارد(43).
1-2-2- عفونت هاي غير معدوي هليکوباکتر پيلوري همانگونه که ميدانيم هليکوباکتر پيلوري ( Helicobacter pylori ) يک باکتري پاتوژن انساني است که در معده انسان کلونيزه مي شود. باکتري علاوه بر ايجاد بيماري در بافت معده، ممکن است در خارج از دستگاه گوارش نيز به صورت يک پاتوژن عمل کند. در اينجا به چندين بيماري غير معدوي که ارتباط آن با H.pylori مشخص شده اشـاره خواهد شد.
1-2-2-1-بيماري هاي کبدي-صفراوي(diseases Hepatobiliary)
در بعضي حيوانات گونه هاي مختلفي از هليکوباکتر از صفرا، کيسه صفرا و بافت کبد و همچنين در انسان از بيماران دچار بيماري هاي کبدي-صفراوي ايزوله شده است. وجود DNA گونه هاي مختلف هليکوباکتر در کبد بيماران با سيروز ناشي ازهپاتيت C (همراه با کارسينوماي هپاتوســلولار) نيز مشخص شده است(22). باکتري با توليد آمـــــونيوم به عنوان يک فاکتور خطر مستقل در ايجاد انســــــفالوپاتي کبــــــــــــــــــــدي (Hepatic encephalopathy) مي باشد. در اين راستا مطالعات بيشتري نياز بوده تا ارتباط بين عفونت H. pylori، H. hepaticus و H. bilis و تغييرات پاتولوژيکي کبد در انسان مشخص شود. وجود و ميزان DNA، H. bilis در صفراي بيماران با سرطان کيسه صفرا يا سرطان مجاري صفراوي نسبت به بيماران با بيماري صفراوي بالاتر بوده است. شخصي به نام Sheta وجود DNA هليکوباکتر پيلوري و همراهي اين باکتري با سنگ صفرا را نيز مشخص نموده است. نکته مورد توجه در اين رابطه اين است که بيشتر مطالب منتشر شده در مورد وجود گونه هاي هليکوباکتر و بيماري هاي صفراوي بر پايه تکنيک هاي ملکولي است. در اين تکنيک فقط DNA ارگانيسم مشخص شده و شواهدي از باکتري زنده در صفرا وجود ندارد(6و 22).
1-2-2-2- بيماري برگشت اسيد از معده به مري((GERD : در بعضي مطالعات نقش H. pylori در پاتوژنز GERD مشخص شده ولي هنوز به اثبات نرسيده است. بر اساس نتايج اپيدميولوژي نظرات مختلفي بين اين دو متغير وجود دارد. در جوامع غربي ، زماني که شيوع H. pylori در آنها کاهش مي يابد متعاقب آن موارد GERD و آدنوکارسينوماي مري نيز افزايش مي يابد(14). همچنين شيوع عفونت به H. pylori در بين بيماراني که از GERD رنج مي برند کمتر ديده شده است. در مجموع از نتايج بالا اين مطلب بدست مي آيد که ارتباط بين H. pylori و GERD معکوس و به صورت منفي مي باشد(22).
1-2-2-3-بيماري هاي قلبي-عروقي(diseases Cardiovascular)
گزارشاتي از همراهي بين H. pylori وايجاد بيماريهاي قلبي-عروقي منتشر شده است. باکتري ممکن است باعث سکته قلبي شده که اين کار را از طريق افزايش ايجاد ترومبوز ( در اثر بالا رفتن سطح فيبرينوژن خون ) انجام دهد. همچنين نتايج ضعيفي از ارتباط سرولوژي مثبت H. pylori و بيماري ايسکميک قلبي (Ischemic Heart Disease ) و مرگ ناشي از آن نيز وجود دارد(33).
1-2-2-4-بيماريهاي عروقي-مغزي
ارتباط و همراهي بين H. pylori و بيماري ايسکميک عروقي (Vascular Ischemic disease ) طي چندين مطالعه مختلف ارائه شده است. اين مطالعات نشان مي دهد که تست سرولوژي مثبت باکتري در موارد سکته مغزي ترومبوتيک ( thrombotic ) افزايش مي يابد. بنابراين H. pylori ممکن است به عنوان يک فاکتور خطر مستقل در ايجاد سکته آتروترومبوتيک باشد. نکته ديگر در اين نوع موارد، بيماري ميگرن مي باشد. عفونت H. pylori در اين افراد معمول بوده و بعد از درمان و ريشه کني باکتري ، کاهش قابل ملاحظه ايي در شدت، دوام و تکرر حملات ناشي از ميگرن ديده شده که نقش باکتري را در اين روند نشان مي دهد. مطالعات ديگري در حال انجام است تا ارتباط عفونت H. pylori با ديگر اختلالات عروقي مثل فشار خون سيستميک، آريتمي ايديوپاتيــــــــک ( Idiopathic ) و پديده رينود ( Raynaud ) را شرح دهد (22) .

1-2-2-5-اختلالات پوستي
يک مطالعه مورد/شاهدي ( Case/Control ) احتمال نقش H. pylori در بيماري ليکن پلان (Lichen planus) که نوعي بيماري التهابي پوست بوده که اغلب همراه با پاپول هاي پهن و عريض به صورت لکه هاي محدودي تظاهر مي کند را مطرح کرده است. Schneider و همکارانش ارتباط بين اين باکتري و بيماري پسوريازيس (Psoriasis) رانيز گزارش کرده اند(6و 22). همچنين شيوع بالاي عفونت H. pylori در بيماران روزاســـه (Rosacea) نيز ديده شده ولي بهبودي علائم اين بيماري بعد از درمان ضد باکتريايي مشخص نشده است. در مواردي بيماران با کهير (Urticaria) مزمن ارتباط معني داري را با عفونت H. pylori نشان مي دهند. همچنين گزارشات موردي از پورپوراي هنوخ شوئن لاين (Schonlein-Henoch)، طاسي (Alopecia)، درماتيت آتوپيک (Dermatitisatopic) و سندرم Sweet در زمان عفونت با اين ارگانيسم گزارش شده است (22).
1-2-2-6-اختلالات خود ايمني (Autoimmune diseases) تست هاي سرولوژيکي، ارتباط بين عفونت H.pylori در زنان با بيماري تيروييد و آنتي بادي بر عليه تيروگلوبولين (thyroglobulin) را تعيين و مشخص کرده است. مطالعات ديگر ، آنتي بادي اتوايميون بر عليه تيروگلوبولين و تيروييد پر اکسيداز (Thyroid peroxidase) را مرتبط با آنتي بادي توليد شده بر عليه H. pylori دانسته اند. تحقيقات گسترده ديگري در حال انجام است تا ارتباط اين عفونت با بيماري هاي مختلف از جمله آرتريت روماتوييد (Rhumatoid arthritis)، اسکلرودرما (Scleroderma) و سندرم شوگرن ( Sjogren ) را ثابت کند. همچنين به نظر مي رسدکه ارتباط بين عفونت H. pylori با بيماري هاي آتوپيک، آسم و آلرژي به صورت معکوس باشد(33).
1-2-2-7- اختلالات خوني (diseasesHematological) اخيراً چندين مطالعه سرواپيدميولوژي مختلف، ارتباط بين آنمي فقر آهن و عفونت H. pylori را مطرح مي کند. در اين بيماران شيوع عفونت به اين باکتري بالاتر از ديگر بيماران گزارش شده است. مطالعه اي در اين رابطه نشان مي دهد که آلوده بودن افراد به اين باکتري باعث کند شدن روند بهبودي از اين نوع آنمي شده و ريشه کني باکتري جهت بهبودي بيماري ضروري مي باشد. همچنين گمان مي رود که ديگر اختلالات گوارشي از جمله آنمي هموليتيک اتوايميون و آنمي وخيم (anemia Pernicious ) با عفونت H. pylori ارتباط مستقيمي داشته باشد. نقش باکتــري در پاتوژنزيز پورپوراي ترومبــوسيتيک ايــديــوپاتيک (Idiopathicthrombocytic purpura ITP) نيز توصيف شده است(33).
1-2-2-8- بيماري هاي تنفسي (diseasesRespiratory)
کلونيزاسيون H.pylori در دهان توسط متدهاي تشخيصي مختلف از جمله کشـت و PCR تعيين شده است. شواهد و مطالعات اوليه برپايه آزمون هاي سرولوژيکي ، ارتباط بين عفونت H.pylori و بيماري هاي مرتبط با دستگاه تنفسي را مطرح نموده ، ولي اين نتايج نياز به تحقيقات گسترده تر دارد. هيچ يافته ايي از ارتباط مستقيم باکتري و برونشکتازي ( Bronchiectasis ) ثبت نشده است (22).
1-2-2-9- ديگر اختلالات بحث هاي مختلفي در مورد محل استقرارH.pylori وجود دارد. عود عفونت در بيماران بعد از درمان آنتي باکتريال اين مطلب را نشان مي دهد که باکتري ممکن است در محل هايي غير از بافت معده مخفي و کلونيزه شود. يکي از اين مکان ها حفره دهان است. نقص در حذف ارگانيسم از دهان ممکن است منجر به کلونيزاسيون مجدد آن در معده شود (25). در مطالعات اخير، ارتباط بين Hyperplastic polyposis معده و عفونت H. pylori ارائه شده است. همچنين نتايج بحث انگيز ديگري نشان مي دهد که عفونت با H.pylori ممکن است باعث القاء تهوع و استفراغ در زنان حامله (Hyperemesisgravidarum) شود. در ضمن ارتباط آدنوما يا سرطان کولون با اين باکتري نيز شک برانگيز است. يک گزارش مورد/شاهدي در رابطه با ابتلا بيماري با اين باکتري و سرطان پانکراس نيز ارائه شده است. شيوع باکتري در بين بيماران با چاقي ديابتي به طور قابل توجهي بيشتر از افراد غير ديابتي مي باشد. همچنين آنتي ژن هاي H.pylori ( به روش هيستوشيميايي ) در گلومرول بيماران با نفروپاتي ممبرانوس (Membranous nephropathy) تعيين شده ، که ممکن است ارتباط بين آنها وجود داشته باشد. يافته هاي مختلف از همراهي بين عفونت H.pylori و کاهش رشد و کم هوشي در بچه ها و همچنين تشنج ( Epilepsy ) خبر مي دهند (25و34). همانطور که اشاره شد H.pylori ممکن است در حفره دهان کلونيزه شده و حتي بعد از درمان مناسب و موفقيت آميز نيز از بين نرفته و در آن ناحيه باقي بماند. چندين مطالعه نشان مي دهد که پستان زنان ممکن است توسط اين باکتري کلونيزه شود. در اين روند، باکتري در زمان تحريک پستان با دهان ( در طول فعاليت جنسي ) وارد مجاري شيري شده که ممکن است مواردي از تغيير به صورت پستان فيبروکيستيک ( Fibrocysticbreast ) را در سينه زنان ايجاد نمايد. يک مورد از تغيير فيبروکيستيک دردناک در يک زن 27 ساله مشاهده شد که بعد از درمان او با داروهاي ضد H.pylori اين بيماري بهبود پيدا کرد که شايد نشان دهنده تاثير باکتري در اين جريان باشد(22). اگر چه نقش H. pylori در ايجاد اين بيماري ها دور از انتظار نيست ولي در مجموع قضاوت کامل و منطقي در مورد ارتباط اين عفونت با ساير بيماري هاي ذکر شده در بالا کاري مشکل و زمان بر است و براي پي بردن به اين موضوع نياز به تحقيقات گسترده و فراواني در اين راستا بوده زيرا که ناگفته ها در مورد اين باکتري زياد و هنوز جاي بحث و مطالعه دارد. در واقع توانايي هليکوباکتر پيلوري در پايداري و ايجاد التهابات مزمن ومتعاقب آن پاسخهاي ايمني و بيماريهاي سيستميک گردد(22).
1-3- عفونت مجدد هليکوباکترپيلوري
عود عفونت هليکوباکترپيلوري ناشايع است. موارد معدودي که رخ مي‌دهند ممکن است ناشي از بازگشت عفونت پيشينيا عفونت مجدد با هليکوباکترپيلوري باشند(32). بازگشت عفونت پيشين زماني رخ مي‌دهد که سويه منشا (اصلي) هليکوباکترپيلوري مجددا کلونيزه مي‌شود و در زماني ديرتر شناسايي ‌گردد؛ عفونت مجدد زماني رخ مي‌دهد که بيمار به يک سويه جديد هليکوباکترپيلوري آلوده مي‌شود. مطالعات بزرگ اپيدميولوژيک آينده‌نگر نشان داده‌اند که وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي جامعه و شيوع هليکوباکترپيلوري در جمعيت، عوامل خطرزاي عفونت مجدد هستند(32). در کشورهاي صنعتي، خطر کلي عفونت مجدد 4/3 به ازاي هر بيمار در سال تخمين زده مي‌شود اما اين رقم در کشورهاي در حال توسعه به 7/8 مي‌رسد. در چندين کشور از جمله چين، آفريقاي جنوبي، لهستان و ترکيه با وجود شيوع

دیدگاهتان را بنویسید