دانلود پایان نامه ارشد درمورد پرخاشگری، آسیب پذیری، اختلال سلوک

دانلود پایان نامه

بازدارندگی افراد علیه ارتکاب اعمالی که جامعه به آنها روی خوش نشان نمی دهد را کاهش می دهد که از آن جمله می توان به اعمال خشونت بار اشاره نمود.مطالعات نشان می دهد که در اکثر مشاجرات خانوادگی و خشونت های خیابانی رد پای الکل وجود دارد(19).
وراثت نیز یکی دیگر از دلایل بروز خشونت شناخته می شود.مطالعه ژنتیکی نقش عامل ارث در بروز رفتارهای خشونت آمیز را تائید می نماید(25).مطالعه شجرنامه ها نشان داده است که افراد دارای سابقه خانوادگی اختلال روانی،بیشتر از بقیه مستعد این اختلالات اند و رفتارهای پرخاشگرانه تری هم دارند(18).در این بخش عوامل کروموزومی نیز در بروز خشونت تاثیرگذار بوده و پژوهش های رفتاری در مورد تاثیر کروموزومها عمدتا بر نابهنجاریهای کروموزومهای X و Y به ویژه سندروم 47 کروموزومیXYY متمرکز بوده است(18).
تئوری یادگیری اجتماعی نیز در زمینه بروز خشونت مواردی را مطرح کرده است. بر طبق این تئوری اعتقاد بر آن است که خشونت، رفتاری آموخته شده از الگوهای اجتماعی می باشد که ممکن است فرد آن را بصورت تصادفی در شرایط محیطی سخت ابراز نماید.مفهوم اساسی در این تئوری مبنی بر این نکته استواراست که ((شما آنچه هستید که یاد گرفته اید))در حقیقت خشونت در رفتارهای تخریبی از طریق بازخورد مثبت تداوم می یابد.مثلا ورزشکاران حرفه ای ،ثروت و شهرت خود را در اثر رفتارهای خشونت آمیز کسب می کنند و یا سربازان در زمان جنگ مدال،درجه و افتخار را به خاطر کشتن دشمن کسب می نمایند و زمانی که دو فرد بزرگسال رفتارهای خشونت آمیز نسبت به یکدیگر دارند،کودکان این رفتار را به عنوان نوعی واکنش رفتاری،درونی سازی می کنند(21).
عوامل موثر بیشماردیگری نیز بر مسئله خشونت تاثیر دارد در DSM IV عواملی مانند عقب ماندگی ذهنی،بیش فعالی،اختلال سلوک،اختلال های شناختی(دلریوم و دمانس)،اختلال های سایکوتیک (اسکیزوفرنی)،اختلال های خلقی (ناشی از مواد و ناشی از طب عمومی)،اختلال انفجاری متناوب،اختلال سازگاری همراه با اختلال سلوک،اختلال های شخصیتی(پارانوئید،ضد اجتماعی،مرزی،خود شیفته)و رفتار ضد اجتماعی در کودک،نوجوانی و بزرگسالی(18).مسمومیت با الکل و سایر مواد و دوره های مانیک و افسردگی به عنوان دیگر عوامل مرتبط با پرخاشگری مورد بحث قرار گرفته است(29).
باید بیاد داشت که ابراز کردن خصومت،طغیانهای مکرر خشم،رفتار گستاخانه و ناگوار،نشانه های غیر کلامی عیب جویانه و متکبرانه به هنگام تعاملات اجتماعی،از جمله نگاههای خشن،ابراز نفرت و انزجار و صدای خشن و مصرانه به برانگیختگی قلبی-عروقی،شکایتهای سلامتی، و بیماری بیشتری می انجامد که علت این امر بعلت افزایش ضربان قلب،فشارخون و افزایش ترشح هورمونهای استرس زا در فرد عصبانی است و زمانی که پاسخ بیش از حد انتظار باشد،خشم را تشدید می کنند. البته افرادی که مرتبا عصبانی می شوند به احتمال زیاد از زندگی خود ناراضی هستند و به رفتار ناسالم می پردازند(27).
قرار گرفتن در محیطی نا آشنا و استرس زا مانند بیمارستان نیز می تواند سبب بروز رفتارهای خشونت آمیز گردد .ترس از ماندن در بیمارستان،از دست دادن اعتماد به نفس ،وارد آمدن آسیب جسمی و در نهایت ترس از تجربه های جدید و پرسنل بیمارستان، احساس عجز و ناتوانی جهت مقابله با موقعیت موجود و همچنین قوانین روتین و مقررات خشک بیمارستان می توانند باعث بروز رفتارهای خشونت آمیز گردند .از دیگر مسائل ایجاد کننده خشونت در بیمارستان نیاز به اعمال کنترل بر روی محیط جدید ،تهدید قلمرو شخصی و احساس رخوت و بی حوصلگی می باشد(18).گاهی رفتارهای خاص پرستاران نیز می تواند باعث ایجاد خشونت همراهان و بیماران نسبت به پرستاران شود.در تحقیقی که در سال 2007 در کشور استرالیا انجام شد به واژه استامپ که مخفف تماس چشمی و خیره نگاه کردن،تن و بلندی صدای پرستار،اضطراب وی و پچ پچ کردن و قدم زدن وی است،بعنوان عوامل موثر در بروزخشونت بیمار و همراهان اشاره شده است(11).
بروز خشونت با علائم کلامی و غیر کلامی همراه می باشد که علائم کلامی آن شامل متهم کردن دیگران،مشاجره و درگیری لفظی،دادو فریاد کردن وتهدید است و از علائم غیر کلامی قبل از بروز خشونت می توان به رفتارهای نشانگر وجود توهم و هذیان،افزایش فعالیت وازوموتور(مرتب قدم زدن)،تحریک پذیری،بی قراری،سختی و سفتی عضلات(مشت گره کرده)حالت چهره عصبانی،عدم وجود تماس چشمی،عدم توانایی ابراز احساسات اشاره نمود که این رفتارها در نهایت به بروز خشم و خشونت منجر می گردد(18).
چنانچه اشاره شد خشم بصورتهای مختلف بروز می کند که می تواند کلامی یا غیر کلامی (فریاد زدن یا کوبیدن در)و مستقیم یا غیر مستیم باشد(نابود کردن مانع یا صرفا پرتاب کردن چیزها). سایر شیوه های ابراز خشم بصورت ابراز کردن احساسات جریحه دار شده، صحبت کردن تکراری در مورد موضوعی خاص،بروز کدورت یا دوری گزیدن کامل ازافراد دیگر،می باشد به نظر می رسد افراد با ابراز خشم خود را در رسیدن به هدفشان موفق تر می بینند(16).
بسیاری رفتارها با این که منجر به آسیب جسمی نمی شوند،پرخاشگری محسوب می شوندکه پرخاشگری کلامی نمونه ای از این رفتارها است.رفتارهای دیگری نظیر اعمال زور،ارعاب و سبکهای مدیریتی که پیامدهای روان شناختی زیانباری را در دیگران ایجاد می کنند و نیز طرد اجتماعی عمدی دیگران از دیگر رفتارهای پرخاشگرانه محسوب می شوند(18).
چنانچه ملاحظه شد دسته بندی های مختلفی برای خشونت وج
ود دارد اما در اکثر موارد خشونت را به صورت خشونت فیزیکی ،کلامی،عاطفی و جنسی دسته بندی می کنند که خشونت فیزیکی به معنی آسیب رساندن به اعضاء بدن و ضرب و جرح خشونت عاطفی شامل تحقیر و تهدید ، خشونت کلامی مانند تهدید،سرزنش کلامی و فحاشی می باشد.سازمان بهداشت جهانی خشونت را در چهار دسته طبقه بندی نموده است:خشونت فیزیکی (مشت زدن،لگد زدن ،سیلی زدن،فریاد زدن،هل دادن،گازگرفتن،نیشگون گرفتن و زخمی کردن با اشیائ تیز و برنده)،خشونت لفظی(رفتارهایی مانند توهین و تحقیر و ارعاب و استهزاء و فحاشی)،خشونت نژادی(برخورد تهدید آمیزبعلت نژاد،رنگ،زبان،ملیت،مذهب،همکاری با اقلیت،محل تولد یا امکانات مالی یا هر وضعیت دیگر) و خشونت جنسی (هر گونه رفتار ناخواسته مر بوط به جنسیت که در حکم حمله به شخص تلقی و باعث تهدید و توهین یا شرمندگی وی شود)(2).
خشونت می تواند با یا بدون اسلحه روی دهد و می تواند ترکیبی از روشهای روانی و احساسی مثل محرومیت یا منع تغذیه،محبت یا مهربانی باشد.لذا سه شکل خشونت به ترتیب زیر تبیین شده است:تهدید کلامی،بالابردن صدا(فریاد زدن) و به نام صدا زدن به عنوان سوءاستفاده کلامی،سیلی زدن،نیشگون گرفتن،پرت کردن اشیاء،گازگرفتن،زدن،هل دادن،مو کشیدن یا چنگ زدن و… به عنوان خشونت فیزیکی،و بلند کردن مشت ،کوبیدن در و تلاش در جهت اعمال خشونت فیزیکی به عنوان سایر انواع در نظر گرفته شده است(3).
خشونت پدیده ای پیچیده و طیف آن بسیار متفاوت است و شامل هر گونه رفتار تهدید کننده غیر کلامی(شامل اشاره با انگشت،خیره شدن و گره کردن مشت ها به سمت فرد)تهدیدات لفظی(شامل صدای خشمگین وبا تن بلند،فریاد زدن،جیغ کشیدن،ادای کلمات زشت)و یا تهاجم فیزیکی(لمس نامناسب،هل دادن،لگد زدن،ضربه زدن تا چاقو کشیدن و تیراندازی)می باشد(28).
از آنجایی که هر فرد در محل کار خود با مراجعین متعددی روبرو می گردد ممکن است با توجه به شرایط هر شغل محیط کاری وی جهت بروز انواع خشونت مستعد گردد.تیمورزاده خشونت شغلی را تحت عنوان خشونت فیزیکی(استفاده عمدی از نیروی فیزیکی مانند خراش دادن ،هل دادن،لگد زدن،پرتاب کردن،چنگ زدن،نیشگون گرفتن،کشیدن موها و کتک زدن تعریف می نماید)و خشونت روانی(استفاده عمدی از قدرت شامل تهدید به استفاده از نیروی فیزیکی در مقابل شخص یا گروه دیگری که می تواند منتج به آسیب فیزیکی،روانی،اخلاقی و اجتماعی گردد)تقسیم بندی کرده است(5).قاسمی نیز خشونت شغلی را به دو نوع فیزیکی و روانی تقسیم کرده است که خشونت روانی خود دارای انواع مختلفی است(10).در بسیاری از مواقع انواع خشونتها با یکدیگر همپوشانی دارند(30).
خشونت در محل کار معضلی جهانی است که شیوع آن به طور پیوسته در حال افزایش می باشد. مطالعات نشان داده است که طی دهه گذشته،میزان خشونت در محل کارسیصد درصد افزایش داشته است.در نتیجه مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها در آمریکا خشونت در محیط کار را یک اپیدمی قلمداد می کند(8).
خشونت در محیط کار به صورتهای مختلف تعریف می گردد. (NIOSH)1خشونت در محل کار را چنین تعریف کرده است :اقدامات پرخاشگرانه نسبت به افرادی که در محل کار یا بیرون از آن در حال انجام وظیفه هستند(1).
اما قاسمی در مقاله خود تعریف جامع و تخصصی خشونت در محیط کار را به این صورت ذکر کرده که موقعیت های شغلی که کارکنان در آن مورد سوء استفاده ،تهدید یا حمله از سوی فرد یا افراد دیگر در
National Institue for Occupational Safty and Health (NIOSH)(1
موقعیت های کاری خود قرار می گیرند خشونت کاری نامیده می شوند(10).این موقعیتها شامل زمان حضور در محل کار ،مواقع ایاب و ذهاب و همچنین ماموریتهای کاری می باشد(30).رحمانی خشونت محل کار را به عنوان هر حادثه یا موقعیتی تعریف می کند که در آن فرد در محل کار خود یا شرایط مربوط به آن مورد بدرفتاری،تهدید یا حمله قرار گیرد(8).به عبارت دیگرخشونت در محیط کار به مواردی گفته می شود که در آن فرد یا افراد در موقعیت های مرتبط با کارشان مورد آزار یا سوء استفاده واقع شوند.بررسی ها نشان می دهد که امروزه خشونت در بسیاری از محیطهای کاری رو به افزایش است والبته یکی از این محیط ها ،محیط های ارائه خدمات بهداشتی درمانی می باشد(17). خشونت شغلی موجب احساس ناراحتی فرد در محل کارش شده و ممکن است وی را با بروز آسیب فیزیکی مواجه نماید (5).این در حالی است که ناکرینگر خشونت مرتبط با کار را شامل هر فعالیتی مرتبط با کار یا حادثه ای که در محیط کار اتفاق می افتد،می داند که در آن فرد به طور عمد از نیروی فیزیکی یا سوءاستفاده عاطفی نسبت به کارمند استفاده نموده باشد(31).
از نظر شکل بروز، رفتار خشونت آمیز را می توان به سه دسته خشونت عریان و خشونت پنهان و خشونت نمادین تقسیم بندی نمود و از نظر سطح آگاهی فاعل هنگام اقدام به خشونت،می توان رفتار خشونت آمیز را به سه دسته خشونت آگاهانه ،خشونت ناآگاهانه و خشونت ناخواسته تقسیم بندی نمود و از نظر کیفیت آسیب پذیری رفتار خشونت بار را می توان به دو دسته خشونت روانی(روحی) و خشونت جسمانی تقسیم بندی کرد.
بعضی از مشاغل در معرض خطر بیشتری از نظر وقوع خشونت در حین کار قرار دارند. مراقبین بهداشتی در این میان در تمام مناطق دنیا بیش از سایرین در معرض خشونت هستند،به طوری که بیش از 50 درصد از کارکنان بهداشتی دارای تجربه خشونت در حین کار هستند و این مسئله در سیستم های بهداشتی به عنوان یک مشکل جدی مطرح است(28).رفعتی در مقاله خود عنوان نموده است که پرستاران 3 برابر بیش ا
ز کارکنان دیگر در معرض خشونت قرار می گیرند و پرستاران زن از آسیب پذیری بیشتری برخوردارند(32).خشونت نسبت به کارکنان ممکن است ناشی از منابع مختلفی مانند بیماران، خانواده یا دوستان بیمار و سایر همکاران باشد(28)که در این راستا تالاس درمطالعه خود از میزان بالای بروز خشونت از سوی همکار را در همه انواع خشونت ذکر می کند(33).طبق مطالعات مختلف درهمه سطوح حرف بهداشتی اعمال خشونت مشاهده گردیده است.بطور مثال در مطالعه رحمانی بروزخشوت نسبت به پرسنل اورژانس و فوریتها بسیار زیاد بوده و در این افراد امری عادی تلقی می گردید(8).پرستاری ازپرمخاطره ترین حرف گروه پزشکی می باشد که بدلیل تعامل نزدیک پرستار با بیمار، همراهان وی و گروههای متفاوت مراقبتی بطور جدی در معرض خشونت قرار دارد.طبق مطالعات اعمال خشونت در پرستاران به حدی بالا است که آنها اعمال خشونت را جزئی از شغل و ماهیت حرفه خود می دانند(28).
با توجه به اهمیت و گستردگی موضوع

پاسخی بگذارید