توجه به فرآيند تسهيم دانش و قابليت جذب دانش در آموزش عالي و خصوصاً دانشگاه ها که مراکز مهمي در توليد و خلق دانش جديد مي باشند مي توان بسيار مهم تلقي شود و به دنبال آن بهبود کيفيت علمي دانشگاه را به شکل چشمگيري افزايش دهد . بهبود کيفيت علمي در دانشگاه ها موضوعي است که توجه بسياري از صاحب نظران را به اين حيطه جلب کرده است چرا که اين مراکز آموزشي با کليه مشاغل و سازمان هاي يک کشور در ارتباط است . از اين رو اگر مسئولان و رهبران دانشگاه ها راهکارها و استراتژي هايي ايجاد کنند که از طريق آن تمام افراد حاضر در دانشگاه علي الخصوص اساتيد و دانشجويان به تسهيم دانش با يکديگر پرداخته و هم چنين از قابليت جذب دانش در حيطه هاي تخصصي برخوردار شوند ، مي توان بهبود کيفيت علمي دانشگاه و تمام مؤلفه هاي آن را محقق نمود .

2-24 الگوي مفهومي پژوهش

بر اساس مباني نظري ارائه شده در زمينه تسهيم دانش ، قابليت جذب دانش و برنامه بهبود کيفيت علمي ، در اين پژوهش رابطه بين تسهيم دانش و قابليت جذب دانش با بهبود کيفيت علمي مورد بررسي قرار مي گيرد . در شکل 2-16 الگوي مفهومي پژوهش نشان داده شده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2-16 : الگوي مفهومي پژوهش

                                                                              منبع : برگرفته شده از ادبيات پژوهش

مطابق شکل2-16 در اين پژوهش فرض شده که تسهيم دانش و قابليت جذب دانش با بهبود کيفيت علمي ارتباط مستقيم دارند .

قسمت پنجم  : پژوهش هاي مرتبط با موضوع پژوهش

اگرچه پژوهش هاي بررسي شده هيچ يک شامل بررسي تمامي متغيرهاي پژوهش حاضر نبوده اند ، اما پژوهش هاي مرتبطي در اين زمينه صورت گرفته است که در اين بخش به تعدادي از آنها در دو بخش پژوهش در ايران و ساير کشورها ، اشاره شده است .

2-25 پژوهش های انجام شده در خارج

نيف[1] (2001) در پژوهش خود با عنوان مقايسه سطوح بلوغ يادگيري سازماني کالج ها و دانشگاه هاي استفاده کننده از برنامه بهبود کيفيت علمي (AQIP) بيان کرد دانشگاه هايي که از برنامه بهبود کيفيت علمي استفاده مي کنند در سه حيطه فرهنگ سازماني ، يادگيري وکار تيمي و تفکر سيستمي ، بلوغ بيشتري نسبت به دانشگاه هايي دارند که از فرآيندهاي اعتباربخشي سنتي استفاده مي کنند و در کل سطوح بلوغ يادگيري سازماني آنها بيشتر است .

بروابهرنس (2003) در پژوهشي با عنوان برنامه بهبود کيفيت علمي(AQIP) ، چارچوب جديدي براس اعتبار بخشي در ناحيه آموزشي کالج هاي آيواي شرقي بيان کردند بيشتر مديران ، اعضاي هيئت علمي معتقدند که برنامه بهبود کيفيت علمي (AQIP) نسبت به شيوه هاي سنتي اعتباربخشي براي فرهنگ دانشگاهي مناسب تر است ولي آنان در زمينه سطح مشارکت افراد در اين اين شيوه اعتباربخشي با يکديگر توافق نظر نداشتند .

کارول و همکاران[2] (2006) تحقيقي را با عنوان برنامه بهبود کيفيت علمي: کاربرد بهبود کيفيت به عنوان ابزاري براي اعتبارسنجي آموزش پرستاري انجام دادند. نتايج اين تحقيق نشان داد که استفاده از مدل معروف برنامه بهبود کيفيت آموزش (AQIP) مي‌تواند دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها را قادر سازد تا به موازات مدل‌هاي ديگر بهبود مستمر کيفيت، به اعتبارسنجي خود بپردازند.

چن و همکاران (2008) تحقيقي را با عنوان بررسي تأثير توانمندي دانش سازماني و قابليت جذب دانش بر عملکرد سازمان در مؤسسات صنعتي تايوان انجام دادند. نتايج تحقيق نشان داد که در صنايع پيشرفته، توانمندي دانش سازماني و قابليت جذب دانش تأثير مثبت و به سزايي بر عملکرد سازمان دارد.

مورويک و پرودان (2008) در پژوهشي با عنوان تأثير قابليت جذب سازماني بر توليد و فرآيند نوآوري بيان کردند که قابليت جذب سازماني تأثير مثبتي بر توليد و فرآيند نوآوري دارد .

چه و همکاران[3] (2009) تحقيقي با عنوان ارزيابي تفاوت بين کارخانه‌ها و سازمان‌هاي خدماتي مالزي با توجه به ابعاد مديريت کيفيت جامع و رابطه آن با تسهيم دانش از ديدگاه مديران مياني انجام دادند. نتايج تحقيق نشان داد که هيج تفاوت معناداري بين کارخانه‌ها و سازمان‌هاي خدماتي مالزي با توجه به ابعاد مديريت کيفيت جامع و تسهيم دانش وجود ندارد.

تان و همکاران[4] (2010) تحقيقي با عنوان ارزيابي رابطه بين ابعاد کيفيت خدمات و تسهيم دانش از ديدگاه دانشجويان انجام دادند. نتايج تحقيق نشان داد که ارزيابي‌هاي دانشجويان در مورد کيفيت خدمات بر فعاليت‌هاي مربوط به تسهيم دانش تأثير مي‌گذارد هم پنين نتايج نشان دادند که ابعاد کيفيت يعني تضمين و اعتماد ارتباط بسيار معناداري با تسهيم دانش دارند.

اسلام و همکاران[5] (2010)  در پژوهشي با عنوان بررسي تأثير جامعه پذيري سازماني بر چارچوب سازماني و تسهيم دانش بيان کردند جو حمايتي ارتباط مثبت و معناداري با جامعه پذيري سازماني دارد . نتايج ديگر اين پژوهش  نشان داد جامعه پذيري سازماني تأثير مثبتي بر تسهيم دانش دارد .

ليائو و همکاران (2010) تحقيقي را با عنوان رابطه بين اکتساب دانش، قابليت جذب دانش و قابليت نوآوري دانش: بررسي موردي در صنايع مالي و ساختاري تايوان انجام دادند. نتايج تحقيق نشان داد که قابليت جذب دانش يک نقش ميانجي بين اکتساب دانش و قابليت نوآوري دارد و اينکه اکتساب دانش تأثير به سزايي بر قابليت جذب دانش دارد .

الذيوبي[6] (2011) در پژوهش خود با عنوان بررسي تأثير رفتار شهروندي سازماني بر تسهيم دانش در بين 207 نفر از کارکنان شرکت هاي دارويي کشور اردن بيان کرد که ابعاد رفتار شهروندي سازماني به ترتيب ، جوانمردي ، وظيفه شناسي و نوع دوستي تأثير مثبتي بر تسهيم دانش دارند .

سان و اندرسون[7] (2011) پژوهشي با عنوان تأثير سبک هاي رهبري مديران ارشد و مديران مياني بر قابليت جذب انجام دادند . نتايج اين تحقيق آنان نشان دادند : 1- هنگاهي که مديران ارشد و مياني از سبک رهبري تحولي استفاده مي کنند ، فرآيند يادگيري اکتشافي تسهيل مي گردد 2- هنگامي که مديران ارشد از سبک رهبري تحولي و مديران مياني از سبک رهبري تبادلي استفاده مي کنند ، فرآيند يادگيري تحولي آنان تسهيل مي گردد . 3- هنگامي مديران ارشد و مياني هر دو از سبک رهبري تبادلي استفاده مي کنند ، فرآيند يادگيري انتفاعي آنان تسهيل مي شود .

نذري و همکاران[8] (2011) در پژوهشي با عنوان رابطه بين قابليت جذب دانشجويان و انگيزه آنان با انتقال دانش در دانشگاه هاي مالزي بيان کردند که بين قابليت جذب دانشجويان و انگيزه آنان با انتقال دانش ارتباط معناداري وجود دارد .

اوي و همکاران[9] (2012) در پژوهشي با عنوان بررسي رابطه بين رويه هاي مديريت کيفيت جامع و تسهيم دانش در بين 129 نفر  از کارکنان مديريت مياني سازمان هاي صنعتي مالزي بيان کردند که آموزش و توسعه ، تمرکز بر مشتري و تيم هاي کاري ارتباط مثبتي با تسهيم دانش کارکنان مديريت مياني دارند .

ناگراهني و همکاران[10] (2012) در پژوهشي با عنوان تأثير بين قابليت تسهيم دانش ، قابليت جذب ، مکانيسم هاي رسمي و قابليت هاي نوآورانه بيان کردند که قابليت تسهيم دانش تأثير زيادي بر قابليت جذب بالقوه دارد و توانايي سازمان براي کسب و دروني سازي دانش تأثير مثبتي در جهت توانايي سازمان براي تبديل و کاربرد دانش دارد ، ارتباط بين قابليت جذب بالقوه و قابليت جذب بالفعل بوسيله مکانيسم هاي رسمي مورد ميانجي گري قرار نگرفته ، هم چنين اين نتايج اين پژوهش نشان داد قابليت جذب بالفعل تأثير مثبتي بر قابليت هاي نوآورانه و خصوصاً فرآيند نوآوري دارد .

ويکراماسينگ و وايدياراتني[11] (2012) در پژوهش خود با عنوان تأثير اعتماد بين فردي ، حمايت رهبر تيم ، پاداش ها و مکانيسم هاي تسهيم دانش با تسهيم دانش در تيم هاي پروژه اي در سريلانکا بيان کردند که اعتماد بين فردي و پاداش ها تأثير مثبتي بر تسهيم دانش دارند ولي بين حمايت رهبر تيم و تسهيم دانش ارتباط مثبت و معناداري مشاهده نشد . آنان هم چنين دريافتند که ارتباطات در کار گروهي و تعاملات شخصي  تأثير مثبتي بر تسهيم دانش دارند .

وانگ و وانگ (2012) پژوهشي با عنوان بررسي رابطه بين تسهيم دانش ، نوآوري و عملکرد سازمان انجام دادند . نتايج پژوهش آنان نشان داد که تسهيم دانش پنهان و آشکار ، هر دو نوآوري و عملکرد سازمان ها راتسهيل مي کند . تسهيم دانش آشکار تأثير بيشتري بر سرعت نوآوري و عملکرد مالي سازمان دارد ، در حاليکه تسهيم دانش پنهان تأثير بيشتري بر کيفيت نوآوري و عملکرد عملياتي سازمان دارد .

2-26 پژوهش هاي انجام شده در ايران

نوارصديق (1386) تحقيقي را با عنوان بررسي رابطه فرآيند تبادل دانش و تجربه با توسعه سرمايه اجتماعي ميان دانشجويان ساکن خوابگاه‌هاي دانشگاه شهيد بهشتي انجام داد. نتايج اين تحقيق نشان داد که تبادل دانش و تجربه و سرمايه اجتماعي در بين دانشجويان از وضعيت خوبي برخوردار نيست هم چنين بين فرآيند« تبادل دانش و تجربه» و گسترش سرمايه اجتماعي رابطه مثبت و معناداري وجود دارد.

نعمتي و جمشيدي (1386) تحقيقي را با عنوان بررسي رابطه و تأثير فرآيند تسهيم دانش و تجربه بر توسعه سرمايه اجتماعي در ميان اعضاي واحدهاي فناور مرکز رشد دانشگاه شهيد بهشتي انجام دادند. اين تحقيق به روش تمام شماري بر روي جامعه اعضاي واحد فناور مرکز رشد دانشگاه شهيد بهشتي صورت گرفته و نتايج تحقيق نشان داد که به طور کلي بين فرآيند تسهيم دانش و تجربه با مفهوم سرمايه اجتماعي رابطه معناداري وجود دارد هم چنين بين ابعاد فردي، گروهي، فرهنگي و فناوري و تسهيم دانش و تجربه با مفهوم سرمايه اجتماعي رابطه معني‌داري مشاهده نمي‌شود.

هويدا و همکاران (1386) در پژوهشي با عنوان بررسي رابطه مؤلفه هاي سازمان يادگيرنده و بهبود کيفيت آموزش در دانشگاه هاي استان اصفهان بيان کردند بين نمرات مؤلفه هاي سازمان يادگيرنده و نمرات بهبود کيفيت آموزش همبستگي مثبت و معناداري وجود دارد . نتايج ديگر نشان داد که ميزان کاربست مؤلفه هاي سازمان يادگيرنده به جز يک مؤلفه در بقيه مؤلفه ها کمتر از ميانگين فرضي 3 و اين ميزان در دانشگاه هاي گروه نمونه متفاوت است  . هم چنين ميزان بهبود کيفيت آموزش کمتر از ميانگين فرضي 3 و در دانشگاه هاي گروه نمونه متفاوت است .

هويدا و مولوي (1387) در پژوهشي با عنوان فرآيند بهبود کيفيت آموزشي از نظر اعضاي هيئت علمي دانشگاه هاي استان اصفهان براساس برنامه بهبود کيفيت علمي  AQIPدريافتند ميانگين نمرات شش زيرمقياس بهبود کيفيت آموزشي در دانشگاه هاي گروه نمونه کمتر از ميانگين فرضي 3 در طيف پنج درجه اي ليکرت بود . هم چنين بين ميانگين هاي نمرات بهبود کيفيت آموزشي در گروه هاي مربي ، استاديار و دانشيار به بالا ، تفاوت معني داري وجود نداشت .

حسيني و حاجي پور (1387) در پژوهشي با عنوان تبيين روابط ذهنيت مشترک ، ظرفيت جذب دانش ، نوآوري و انعطاف پذيري در شرکت هاي دارويي کشور بيان کردند که ذهنيت مشترک تأثير معناداي بر ظرفيت جذب دانش دارد . هم چنين ظرفيت جذب دانش بر نوآوري و انعطاف پذيري تأثير معناداري دارد .

حاجی و حاجي پور (1387) در پژوهشي با عنوان طراحي مدل اندازه گيري ظرفيت جذب دانش دريافتند  که مي توان ظرفيت جذب دانش را از طريق عناصر پيمايش محيط ، تحقيق و توسعه ، دانش مرتبط کارکنان و جو ارتباطات بيان کرد .

سعادتمند (1387) تحقيقي را با عنوان بررسي ارتباط هوش هيجاني و قابليت جذب دانش آنها در مدارس متوسطه دخترانه دولتي انجام داد. در اين تحقيق از روش نمونه‌گيري چند مرحله‌اي استفاده گرديد. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان داد که بين هوش هيجاني و قابليت جذب دانش رابطه وجود دارد.

رهنورد و صدر (1388) در پژوهشي با عنوان رابطه ادراک فرهنگ تسهيم دانش کارکنان با عوامل سازماني در دستگاه هاي دولتي به نتيجه رسيدند که تعهد مديريت به تسهيم دانش ، وجود تکنولوژي مناسب براي تسهيم دانش ، اعتماد ، اندازه سازمان ، فضاي تعامل اجتماعي ، ساختار پاداش و تفاوت در موقعيت ارتباط ، رابطه معناداري با ادراک فرهنگ تسهيم دانش در دستگاه هاي دولتي داراي بودجه جاري در استان قزوين دارند .

رأفتي (1389) تحقيقي را باعنوان بررسي رابطه ويژگي‌هاي حرفه‌اي اعضاي هيئت علمي با نظر آنان نسبت به ضرورت ارزيابي دروني کيفيت آموزشي در دانشگاه شاهد انجام شد. نتايج تحقيق نشان داد اعضاي هيئت علمي اهتمام جدي به امر ارزيابي دروني کيفيت داشته‌اند. به علاوه نتايج آزمون اسپيرمن نشان مي‌دهد که: رابطه مثبت و معناداري را براي نوع رابطه متغير ويژگي‌هاي حرفه‌اي و نظر اعضاي هيئت علمي درباره ارزيابي نشان مي‌دهد.

عليزاده و همکاران (1389)  پژوهشي با عنوان بررسي نگرش اعضاي هيئت علمي پيرامون تسهيم دانش در مؤسسات آموزش عالي انجام دادند . نتايج نشان داد که اکثريت اعضاي هيئت علمي نگرش کاملاً مساعدي را نسبت به تسهيم و تبادل دانش با ساير همکاران ابراز کردند . هم چنين ارتباط معناداري بين فرهنگ ، ساختار دانشکده ، فناوري اطلاعات ، اعتماد اجتماعي ، روابط اجتماعي فردي و کار گروهي با تسهيم دانش وجود دارد ، و اين متغيرها حدود 50 درصد مي توانند در نگرش افراد نسبت به تسهيم دانش نقش داشته باشند .

دانايي فرد و همکاران (1390) در پژوهشي با عنوان تأملي بر ارتقاء تسهيم دانش در پرتو رفتار شهروندي سازماني در دو وزارتخانه راه و ترابري و مسکن و شهرسازي دريافتند که بين رفتار شهروندي سازماني و ابعاد آن ( به جزجوانمردي ) و تسهيم دانش ارتباط معناداري وجود دارد . هم چنين مشخص گرديد که اختلاف معناداري در دو وزارتخانه مورد مطالعه از نظر رفتار شهروندي سازماني و تسهيم دانش وجود ندارد . پایان نامه

مرتضوي و همکاران (1390) در پژوهشي با عنوان بررسي تأثير ادراک از عدالت و اعتماد بر طفره رفتن اجتماعي تيم ها در تسهيم دانش دريافتند که عدالت توزيعي ، رويه اي و اعتماد مبتني بر خيرخواهي از تأثير منفي با طفره رفتن در تسهيم دانش برخوردارند . نتليج ديگر اين پژوهش نشان داد تسهيم دانش از رفتار صادقانه ، رعايت منافع ديگران ، تخصيص منصفانه منابع و تدوين رويه هاي شفاف و به دور از تبعيض ، تأثير مي پذيرد .

سرلک و اسلامی (1390) پژوهشي با عنوان تسهيم دانش در دانشگاه صنعتي شريف با رويکرد سرمايه اجتماعي انجام دادند . نتايج تحقيق نشان داد که دو عنصر وجه ساختاري (اهميت به سازمان و پاداش ) ، يک عنصر از وجه فاعليت (تسخير احساس ها ) ، و يک عنصر از وجه رابطه اي (ابراز شايستگي ) تأثير معناداري را بر تسهيم دانش کارکنان دارند اما تأثير نوع دوستي و بلند نظري معنادار نيست و ابعاد سرمايه اجتماعي در اين پژوهش توانستند 27 درصد از تغييرهاي مربوط به رفتار تسهيم دانش را پيش بيني کنند .

يارمحمديان و همکاران (2011) در پژوهشي با عنوان ارزيابي کيفيت آموزش در آموزش عالي براساس مدل بهبود کيفيت علمي (AQIP) در دانشگاه هاي علوم پزشکي اصفهان ، شهيد بهشتي و ايران بيان کردند که هر سه دانشگاه نسبتاً در ابعاد نه گانه بهبود کيفيت علمي وضعيت مطلوبي داشت ، و از اين نظر تفاوتي بين آنها وجود نداشت اما بين ديدگاه دانشجويان و اعضاي هيئت علمي در اين بر اساس اين ابعاد تفاوت وجود داشت .

2-27 خلاصه فصل

در اين فصل ابتدا مباني نظري متغيرهاي تسهيم دانش ، قابليت جذب دانش و بهبود کيفيت علمي مطرح شد . مباني نظري شامل سه قسمت تسهيم دانش ، قابليت جذب دانش و بهبود کيفيت علمي مي باشد که در هر قسمت اصطلاحات و مفاهيم مرتبط با آنها ارائه شد . و نهايتاً در قسمت چهارم ،  تعدادي از پژوهش هاي انجام شده در خصوص تسهيم دانش ، قابليت جذب دانش و بهبود کيفيت علمي ذکر شده است .

در قسمت اول پيشينه نظري ،به بررسي ادبيات موجود در زمينه تسهيم دانش پرداخته شده است . در اين بخش ابتدا به مفهوم دانش و انواع آن ، مديرت دانش ، تسهيم دانش ، مدل هاي مشهور در زمينه تسهيم دانش ، موانع تسهيم دانش ، اهميت تسهيم دانش در سازمان  پرداخته شد . در نهايت اين بخش با بحث در مورد تسهيم دانش در آموزش عالي به پايان رسيد .

در بخش دوم پيشينه نظري به بررسي ادبيات موجود در زمينه قابليت جذب دانش پرداخته شده است. در اين بخش نيز ابتدا به مفهوم قابليت جذب دانش ، انواع قابليت جذب ، مدل هاي قابليت جذب ، مؤلفه هاي کليدي قابليت جذب دانش ، اهميت قابليت جذب دانش پرداخته شد . در نهايت اين بخش با بحث در مورد قابليت جذب دانش  و آموزش عالي به پايان رسيد .

در بخش سوم پيشينه نظري به بررسي ادبيات موجود در زمينه بهبود کيفيت علمي پرداخته شده است. در اين بخش نيز ابتدا به مفهوم کيفيت ، کيفيت در آموزش عالي ، مديريت کيفيت در آموزش عالي ، اعتباربخشي در آموزش عالي و مدل هاي مشهور مربوط به آن ، ارتباط مدل بالدريج و برنامه بهبود کيفيت علمي ، يادگيري سازماني و برنامه بهبود کيفيت علمي پرداخته شد . در نهايت اين بخش با بحث در مورد ارتباط ميان تسهيم دانش ، قابليت جذب دانش و بهبود کيفيت علمي که موضوع اصلي اين پژوهش نيز مي باشد به پايان رسيد .